تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 221

مساهمون:

صمقدمة ٢٢١
نبايد از أو سربزند . شيعه آن را پذيرفته وبر خلاف اشاعره كه هم منكر عدل ، وهم منكر حسن وقبح ذاتي افعال - وقاعدهء تكويني براي آن جز مشيت إلهي - مىباشند ، عدل وحسن وقبح ذاتي را پذيرفته است . يا اينكه مثلا ، اشاعره ، بر خلاف معتزله ، افعال خداوند را مبتنى بر غرض وغايت نمىدانند ، ولى شيعه معتقد است كه افعال إلهي حسب طبع هر فعل حكمت‌آميز داراى غايت است ، ولى اين غايت وغرض براي استكمال يا دفع ضرر از ذات إلهي نيست ، بلكه به معناى فيض لا يزال وأزلي خداوند است كه غايت آن در علم إلهي خير رساندن به بشر مىباشد . شيعه ، مباني اختصاصى ويژهء خود را هم دارد كه در هيچ‌يك از مكاتب كلامي ديگر نيست مانند امامت ، كه شيعه امامت يا ولايت ( يا بتعبير فلسفي : حكومت حكيم إلهي ومعصوم ) را از فروع أصل نبوت وهر نبوت را براي برپايى حكومت عادل ومردمى وهر پيامبر را علاوة بر رسالت وابلاغ قانون ووحى مأمور حكومت واداره وتدبير أمور أمت خود مىداند . « 1 » از ويژگيهاى كلام شيعي اعتقاد به « بداء » براي خداوند متعال است ، يعنى همان‌گونه كه خداوند مىتواند قوانين وشريعتي را كه فرستاده « نسخ » وتغيير دهد ، در جهان طبيعت نيز توانايى دارد كه قاعده وقانون طبيعت را برگرداند واين مسأله در فلسفهء متأخرين - از جمله در حكمت ايمانى ميرداماد وحكمت متعاليه ملا صدرا - به خوبى اثبات وبرهاني شده است . سير علم كلام شيعه داراى فراز ونشيب چندانى نبود وجز چند حادثه از طرف حكومتها ، أوضاع نابسامانى اجتماعي بر خود نديد ، ولى موضوع امامت وولايت - كه شيعه آن را نه فقط از موضوعات حقوقى وفقهى ، بلكه حتى داراى جنبهء أصولي و
هامش
( 1 ) اين نظريه وعقيدة عينا در حكمت اشراق باستانى نيز وجود داشته است .