اگرچه برخى أو را بداشتن سبك هنرمندانه ستودهاند ، يا برخى ديگر كه معتقدند كه آثاري كه براي عامه نوشته هنرمندانه است ، ولى نوشتههاى علمي أو تهى از ظرافت وشيوايى است « 1 »
يكى از ارسطوشناسان نامور در اين باره چنين مىنويسد :
داورى قدما دربارهء سبك هنرمندانه آثار أرسطو براي ما حيرتآور است . ما در نوشتههاى اين فيلسوف از « روانى وزيبايى » گفتار . . . اثرى نمىيابيم . أو نويسندهاى است يكنواخت وبىرنگ كه نه از ايجاز مخل خوددارى مىورزد ، ونه از اطناب مملّ ، وحتى بعضي نوشتههايش مبهم وتاريك وسهلانگارانه است .
براي داورى همان بهتر كه به متون ترجمه شده كتب وى مراجعه شود ، ولى ما براي آشنايى ذهن خوانندگان ، نمونهاى از فصول كتاب ما بعد الطبيعة أو را كه نسبتا ساده وروان است برگزيده وبگواهى مىآوريم وداورى با ما نيست . وى در تعريف جوهر ( يا اوسيا ) چنين مىگويد :
جوهر به يك گونه از أجسام بسيط مانند خاك ، آتش ، آب ومانند اينها وأجسام مركب ، جانوران ، موجودات مينوى ( مفارقات ) واعضاى آنها گفته مىشود . همهء اينها جوهر ناميده مىشوند ، زيرا از موضوعي گفته نمىشوند ، بلكه چيزهاى ديگر از آن گفته مىشوند . بگونهاى ديگر جوهر به آن گفته مىشود كه علت ذاتي هستى چيزهايى است كه از موضوعي گفته نمىشوند مانند نفس در جانوران ونيز همهء اجزاء درونى يا ذاتي آنگونه چيزها كه آنها را محدود مىكنند وبر اين چيزها دلالت دارند وبا از
هامش
( 1 ) تاريخ فلسفه ، كاپلستون .