به گفتهء يكى از محققان : « أرسطو مسؤول ظلمت تفكر قرون وسطائى است . . . » « 1 »
وى با وجود داشتن نظريه دموكريتوس - كه مركز زمين را سوزان وآتشين مىدانست ونظريه خورشيد مركزى كه قدما به آن معتقد بودند - ، عقيدهء زمين مركزى را به ميان آورد واز آن دفاع كرد ، كه ثابت مىكرد زمين ساكن وبىحركت است وتمام سيارات وخورشيد بدور آن مىگردند وبقول شوپنهاور : « حقيقتي بسيار مهم دوباره براي تقريبا دو هزار سال از دست آدمي به در رفت » . « 2 » « أرسطو بعلت اعتقاد به وجود « مكانهاى طبيعي » نه تنها دچار اشتباهات بزرگ گرديد ، بلكه با ساير نظريان خود نيز كه از أفلاطون بإرث برده بود در تناقض افتاد . » « 3 »
وهمچنين أرسطو بگفته محققان اروپايى :
. . . به پيروى از معتقدات ابتدايى رايج ، سه حالت أجسام مركب ( انجماد - ميعان - بخار ) . . . را عناصر اوّليه تلقى مىكند وفرقگذاريهاى رايج مبتنى بر اطلاع ناقص از فرايندهاى طبيعي را مرزهايى مىانگارد كه خود طبيعت كشيده است ودر نتيجة آن حالات را تغيير وتبدل عناصر بمعنى واقعي مىپندارد .
اين دو محرّك فكرى كاملا مختلف ونابرابر ، أو را بر آن داشته است كه دستاوردهاى گرانبهايى را كه پيشروانش به آنها دست يافته بودند بيكسو نهد وبر نظريهاى دربارهء طبيعت - كه در نزد پيشينيان وسيلهء سودمندى براي پژوهش شده بود ودر طي روزگاران ارزش خود را روز بروز بوجه بهتر وروشنترى نشان داده است - پشت كند . . . .
هامش
( 1 ) برونشويك -Leon Brunschvig- از كتاب أرسطو ، ژان برن ، ص 27 .
( 2 ) متفكران يوناني ، گمپرتس ، ص 1285 .
( 3 ) همان ، ص 1286 .