تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 145

مساهمون:

صمقدمة ١٤٥
اشراقي در افتاده‌اند واز آنها واز حكومت فرزانگان برنج اندرند ، وحكومت اريستوكراتها واليگارتهاى زنباره خونخوارهء هواپرست فريبكار ودغلباز را - كه نام مدرن آن را جامعهء باز ودموكراسى مىگذارد - ترجيح مىدهند .

أرسطو

طبائع سرزمينها واقليمها وأقوام وتيره‌ها نيز مانند انسانها ، اختلاف وگونه‌هاى بسيار دارند ، وگاه ميان دو إقليم يا دو ملت فرقها واختلافهاى شگفت‌انگيز ديده مىشود ، از اين رو پديده‌هاى شگفت‌آور هم مىآفريند وگاه جريان را تاريخ دگرگونه مىسازد . ديديم كه حكمت وعلوم ديگر در مشرق چگونه مانند رودى آرام در بسترى هموار ، قرنها براه خود مىرفت ؛ امّا - همان‌گونه كه گاه رودى آرام در بستر پرسنگلاخ به سيلواره‌اى بدل مىگردد ، يا در پرتگاهها ، آبشارهاى پر سر وصدا مىسازد - سير آرام حكمت ديرينه مشرقى ، هنگامى كه به سواحل وجزاير شرقي مديترانه وروشنتر بگوييم : به شبه جزيرهء يونان رسيد كانونى براي غوغاسازى وحادثه آفرينى گرديد . از آن حكمت خاموش ، حكيم‌نمايانى مانند سوفسطائيان برپا خاستند كه نه فقط حكيمانه زندگى وعمل نمىكردند ، بلكه حتى خود حكمت را نيز تباه مىساختند وآن را از ميان بر مىداشتند . يكى از پديده‌هاى اين سرزمين كه در دامن حكمت مشرقى پرورش يافته بود ، ولى سرانجام همچون سنگى در برابر رودبار حكمت ايستاد ومسير آن را عوض كرد ، ارسطوست كه در ميان آن‌همه حكيمان ناكام آن سرزمين ، بايد أو را خوش‌بخترين وكامرواترين حكيمان دورانها شناخت ؛ زيرا بيارى بخت خويش ، سلطاني همانند إسكندر