دوران پيرى خود را آغاز كرده بود به فراگرفتن علوم وفلسفه پرداخت .
از قرائن چنين بر مىآيد كه أفلاطون به دلايل اجتماعي زمان وشهر خود نتوانسته بود مدرسهء خود را همچون مدارس فيثاغورسيان يا حتى سقراط وحكماى پيشين ، دور از چشمان كاوشگر عامهء مردم ، جاى امنى براي تربيت روحي وروانى وباشگاهى پوشيده براي انجام رياضتهاى بدني وروحي وآداب خودسازى وباصطلاح :
تهذيب نفس نوجوانان بسازد ، بلكه آكادمى أو مانند يك مدرسهء باز ويكى از دانشگاهها وحوزههاى كنونى داراى مدرس وكتابخانه وحتى موزه بوده است .
أفلاطون آن زمان ، پيرى آزموده وجهانديده بود كه از سفر صقليه خود بازگشته وشايد بيش از نظريات علمي وفلسفي ، نگران فلسفهء سياسي زمان حكومت ونابسامانى حكومتها وسلطه نهايى أشرار بر اخيار بود كه تازه در حكومت دوست جوان خود - جبّار صقليه - ديده بود .
از اين رو بعيد نيست كه همين اهميت موضوع در نظر أفلاطون ، سبب گرديده باشد كه از حجم دروس عملي ونظري حكمت محض وإلهيات مبتنى بر كشف وشهود - كاسته وبر پيگيرى مباحث نظري حكومت وسياست ، در كنار هندسه ورياضيات وپزشكى ونجوم ، افزوده شده باشد وتربيت حكيمان اشراقي بشيوهء گذشتگان را براي افراد وشاگردانى مستعد وآمادهء رياضتهاى جسماني وروحاني نگهداشته باشد ؛ ومنطقي به نظر مىرسد كه أرسطو را جزء اين دسته أخير ندانيم ، بلكه أو را در صف همان دانشجويان صف نخستين - يعنى درسهاى عمومى وآشكار أفلاطون - بشماريم كه برخى قرائن تاريخي نيز مؤيد اين نظر است .
دربارهء أرسطو نوشتهاند كه چون پدرش پزشك وطبيعيدان بود ، وأرسطو در
المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 147
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
صمقدمة ١٤٧