تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 141

مساهمون:

صمقدمة ١٤١
مردم و - باصطلاح رايج - تأمين « عدالت » وترويج « فضيلت » وتربيت براي « حسن عاقبت » است وحاكم إلهي نفعي شخصي در حكومت ندارد . تفاوت ميان اين دو نظام حكومتى فردى از زمين تا آسمان است . دوم آنكه همواره آنچه را كه به نام « دموكراسى » ناميده‌اند ، وآن را حكومت مردم بر مردم مىشمرند ، وحتى رأى وارادهء خود مردم را در گزينش وانتخاب به چشم ديده‌اند در واقع همان حكومت « اقليت خاص » يا « اليگارشى » پنهان بوده ، چه آن اقليت از خاندانها وتبارهاى اشرافى باشند - كه به آن اريستوكراسى مىگفتند - وچه اقليت حاكم از طبقه « فرودست » بوده وبعد از رسيدن به قدرت نسبى « فرادست » شده واز نخبگان وزبدگان سياسي واجتماع گرديده باشد . در زمان أفلاطون وسقراط ، در آتن دو گونه حكومت همواره با هم معارضه داشتند وجاى خود را به ديگرى مىدادند ، گاهى يك حاكم مستبد يا جبّار - يا بيونانى : تورانى (
Tyrani
) - بر آن حكومت مىكرد ، وگاهى قومي از اشراف . تنها در زمان پريكلس - كه حاكمى حكيم ودست پروردهء حكما بود - نوع حكومت پيامبرانه وحكيمانه روى كار آمد كه مانند همهء اين گونه حكومتها با وجود حفظ أصول اجبارى اخلاقى ، به رأى واراده وانتخاب مردم نيز اهميت بسيارى مىداد ، وجامعه‌اى باز وانساني را بنمايش مىگذاشت . امّا آنچه كه در هيچ‌يك از آن دو نخستين بدست مردم نمىآمد ، رفاه عمومى وفرآهم سازى يك جامعه سالم بود ؛ وهمان‌گونه كه أفلاطون در مدينهء فاضله ( يا جمهورى ) خود مىگفت ، هدف أو وسقراط وحكمت ، تمهيد يك جامعهء سالم بود كه هدف كوتاه مدت آن تأمين رفاه عامهء مردم ، وهدف دراز مدت آن خوش‌بختى اخروى وآن‌جهانى آنان باشد ، واين با حكومت حكيمان ميسر بود - همچنان كه در دوران كوتاه