گاهى برخى به همين بهانه أفلاطون را نخستين طراح موضوع معرفت - يعنى شناختشناسى - دانستهاند . همچنين بر خلاف برداشتهاى نادرستى كه در ميان برخى از محققان غربى رواج دارد ، مثل أفلاطون ربطى به زمينهسازى براي حكومت حكيمان ، - همچون امرى جامد وتحركناپذير - ندارد . يكى از مؤلفان كتب فلسفي در اروپا دربارهء اين نظريهء پرسابقه وقديمى - كه بزعم وى ابتكار أفلاطون است - مىگويد :
بموجب تحليل ما ، نظريهء صور يا مثل لا أقل سه وظيفهء مختلف در فلسفهء أفلاطون انجام مىدهد :
1 - تدبيري مهم از نظر روش است . . . ومعرفتي را ممكن مىسازد كه قابل اطلاق به چيزهاى متغير جهان است .
2 - كليد كشف رمز نظريه تغيير وانحطاط را بدست مىدهد . . .
3 - در قلمرو اجتماعي . . . ساخت ابزارهايى را براي متوقف كردن « تغيير اجتماعي » امكانپذير مىكند ، زيرا خواستار طراحى « بهترين دولت » است ، واين دولت بقدرى به مثال يا صورت دولت شبيه است كه ممكن نيست راه انحطاط وتباهى بپيمايد . « 1 »
اين دسته از اساتيد فلسفه هماهنگ با سياستهاى حاكم روز براي آنكه ادعا ودر واقع تهمت وافتراى خود را به سقراط وأفلاطون ، پيامبرمآبانه بر كرسي بنشانند ونظريهء ترجيح حكومت فرزانگان بر دو شكل حكومت ( استبدادي فردى واستبدادي طبقهاى وحزبي متكى به رأى مردم ) را - كه نخستين بار أفلاطون آن را از گفتار به نوشتار ومقاله در آورد - به نظريههاى ديگر فلسفي وى - كه مربوط به جهان شناخت وخداشناخت بوده است - مرتبط سازند ، حاضرند همه گونه توجيه وتفسير وتأويل
هامش
( 1 ) جامعه باز ودشمنانش ، كارل پوپر ، ج 1 ، ص 63 ( فارسي ) .