نمود . از بخش اوّل معروفترين آراء أو اعتقاد به مثل إلهي ( يا بتعبير خود أو أيدها وصورتها ) است ؛ همچنين نظريهء وى دربارهء معرفت وروحانية الحدوث بودن روح ( يا نفس ) ، ونيز جهان بيني خاص اوست .
در بخش دوّم ، نظريهء معروف أو دربارهء « تدبير حكومت مردم » يا « پوليتيا » (
Politia
) مىباشد كه نزد مسلمين به « مدينهء فاضله » معروف بوده ، ودر غرب بغلط به جمهورى (
Republic
) ترجمه مىشود - وگفتيم كه نه اين نظريه ونه آراء ديگر أو هيچيك از نوآوريهاى أفلاطون نيستند ، بلكه همه از ديرباز نزد حكماى إيران ومنطقهء أطراف يونان معروف ومورد پذيرش بودهاند .
در نظر أو « مثال » ها ، يعنى حقايقى غير مادي بسيط وثابت وغير متغيّر أزلي در جهان وجود دارند ، وهر آنچه را كه ما - كه در زمان وجزء زمانيات هستيم - در اين جهان مادي پيچيده در زمان مىبينيم همه سايهها ورقيقههاى آن حقايق مىباشند ، وأصل وحقيقت أشياء همان صور ومثل ( جمع مثال ) آسمانى است . أفلاطون پديدهها ورويدادهاى اين جهان مادي را به سايههايى تشبيه مىكند كه بر روى ديوار غارى بيفتد وعدهاى كه در بند گرفتار ورو به ديوار وپشت به بيرون غار مىباشند گمان كنند كه اين تصاوير حقايقند ، غافل از آنكه أصل آن سايهها ، افراد واشيائى مىباشند كه در بيرون غار در حركت ورفت وآمدند .
برخى بتناسب اختراعات جديد ، اين رابطه را به فيلم تشبيه مىنمايند . فرض شود كه افرادى را دور از حقايق بيرون جهان ودر داخل اطاقى زندانى كنند وفقط به آنها فيلمى از كوه ودشت ودريا وبيابان وميوه وانسان وحيوان نشان دهند ، اين افراد هيچگاه در اينكه حقيقت اين اشيا وافراد همان است كه آنها مىبينند ، شك نخواهند كرد ، واگر كسى به آنها بگويد كه أصل وحقيقت اين حوادث در جهان خارج اتفاق