تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 135

مساهمون:

صمقدمة ١٣٥
نسبت دادن اين حقايق به شعوبيه - كه خود از ساخته‌هاى اعراب نژادپرست ومتعصب بوده است - نيز اشتباه ديگرى است ، وباين آسانى نبايستى دستخوش توطئهء تحريفگران تاريخ قرار گرفت . آنچه كه در اينجا ناگزير از ذكر آن مىباشيم آن است كه با وجود مقامي كه أفلاطون در فلسفهء اشراق ويا در تاريخ فلسفه براي خود دارد وشهرت أو بالاتر از شهرت تمام پيشينيان وى مىباشد ، امّا اين حكيم در ميان همهء اين سلسلهء زرين حكمت إلهي ، توانايى حكماى پيشين را ( در علم يا در آموزش ) نداشته وبه همين دليل بوده است كه مكتب اشراق با ظهور أرسطو ، شاگرد وى ، بظاهر منكوب گرديده است . همواره سلسلهء حكومتها وشاهى پادشاهان در زمان ضعيفترين آنها منقرض مىگردد وأفلاطون اگر توانايى فيثاغورس وانباذقلس وهراقليطوس وديگر اسلاف خود ، وحتى سقراط را مىداشت در كنار أو ارسطويى بوجود نمىآمد ومكتب سست بنياد مشّائى در برابر بنياد آسمانى حكمت مشرقى سر بر آسمان نمىافراشت . اگرچه حكمت اشراق در زمان أرسطو ( وإسكندر ) بظاهر از ميان رفت ولى مانند آتشى كه در سنگ وچوب نهان است بجا ماند وگهگاه در لابلاى حوادث تاريخي خود را نشان داد وپس از اسلام ، با ظهور حكمت قرآني وايمانى ، دوباره قامت بر افراشت . اما ضعف أفلاطون وسلطه أرسطو سبب گرديد كه اين مكتب إلهي قرنها به زاويهء انزوا خزيد وبساط آن از يونان - كه زماني آشيانهء آن بود - برچيده شد وقرنها بعد از اسكندريه مصر سر بدر آورد . ماجرايى كه در زمان أرسطو وإسكندر بر سر حكمت اشراقي آمد به پديده‌هاى سياسي واجتماعي ديگرى نيز بستگى داشت كه در أحوال أرسطو به آن اشاره خواهيم كرد ، ولى با تمام اينها ، انقراض ناگهانى ظاهري آن در برابر فلسفهء خشك ارسطويى
المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 135 | صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )