تو مىتوانى كتاب باقلانى را فصل به فصل مورد مطالعه قرار دهى تا مصداق آنچه را كه برايت بازگو نمودم ، اندريابى . . . تا آنجا و تا آنگاه كه وى از « موازنهء قرآن با برخى از اشعار » تحريك و تهييج شده و به خشم برانگيخته گشته و به اثبات سفيهانه بودن اين « موازنه » مىپردازد و سپس در اواسط كتاب خويش ترا دعوت مىكند تا همراه و هم آهنگ با او به بررسى فرازهاى زيبايى از اشعار « امروء القيس » بپردازى . . . و همانگونه كه خود در كتابش « 1 » آورده است اشعارى كه بدون ترديد در سطحى و الا و ممتاز از نظر « جودت ، زيبايى و فصاحت » قرار دارند . . .
و پس از آن اين قصيده « 2 » را پيشاروى تو مىگشايد ، آن را مورد تفصيل و نقد قرار داده و « محاسن » و زيبايىهاى قصيده را نفى و اثبات نموده و موارد « خلل » شعر و نقاط « ضعف » آن را ، براى تو توضيح مىدهد . . . و همواره به شرح و بسط آن پرداخته تا از مفاهيم دقيق و معانى غامض و پيچيدهء آن كشف غطاء كرده و پرده برمىدارد . . . و سپس با بيان زير به كلام خويش در اين باب پايان مىبخشد :
« . . . براى تو بيان داشتيم كه اين قصيده « 3 » و نظاير آن در ابيات خود تفاوت بيّن و روشنى از نظر زيبايى و زشتى ، سلاست ( روانى ) و انعقاد « 4 » ( پيچيدگى ) ، سلاست و انحلال ، تمكّن و استصعاب ، تسهّل و استرسال ، توحّش و استكراه « 5 » . . . دارند و در امثال و نظاير اين قصيده نيز اين تفاوت در سطحى كه بتوانند در « محاسن و بدايع » قصيدهء امروءالقيس با آن به منازعه و معارضه برخيزند ، وجود دارد . . . »
و پس از فراغت از اين بخش ، فصل اصيل و شريفى را مىگشايد كه در آن آياتى از قرآن كريم را متذكّر شده و درصدد است تا تو را بر بدايع « 6 » و زيبايىها و فصاحت و بلاغت نظم و بيان آيات مزبور ، واقف گرداند .
و اين فصل بارزترين و نيرومندترين دليل و برهانى است بر اينكه اگر « باقلانى »
هامش
( 1 ) . صفحهء 241 .
( 2 ) . يعنى قصيدهء معروف شاعر شهير عرب ، « امروء القيس » . . . / مترجم /
( 3 ) . قصيدهء امروء القيس . . . / مترجم /
( 4 ) . عقد الكلام يعنى سخنى مبهم و پيچيده گفت . . . و انعقاد در اصطلاح علم معانى بيان يعنى كلام معقد ، پيچيده ، مبهم و احياناً نامفهوم . / مترجم /
( 5 ) . اصطلاحاتى است كه در ادبيّات عرب در مورد نظم و نثر ، اشعار و فرازهاى ادبى از جهت فصاحت و بلاغت ، و بهطور كلّى زيبايىها و زشتيهاى سخن بهكار گرفته مىشود . / مترجم /
( 6 ) . بدع - بدعا ، چيز نوظهور آورد ، آغازيد ، ابداع كرد ، ايجاد نمود و ساخت : البديع از اسماء پروردگار است ، بديع السّموات و الارض يعنى ايجاد كنندهء آسمانها و زمين . . . علم البديع : علم معانى و بيان ، علمى كه به وسيلهء آن زيبايى و شكوه و بلاغت و جاذبيّت و فصاحت كلام ، مورد سنجش و شناخت قرار مىگيرد . / مترجم /