تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الظاهرة القرآنية ( پديده قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
محور اثبات با ابطال مسئلهء « صرفه » دور مىزد و برخى استدلالات پيرامون « بلاغت قرآن » و سلامت آن از الفاظ زشت و نامناسب و عدم تناقض در الفاظ و اشتمال آنها بر مفاهيم دقيق و ظريف و بالاخره هر آنچه را كه از « اخبار غيبى » در قرآن وجود دارد و برخى ديگر از موضوعاتى را كه در همين رابطه به‌طور مبسوط در كتب « قدماء قوم » مشاهده مىكنيم ، و ما در گفتار گذشته « نظر » خويش را دربارهء آنها بيان داشتيم . سپس لجاج و جدال ميان گروه‌هايى كه به نام « متكلّمين » شناخته مىشدند ، شدّت و كثرت يافت . . . و فعّاليّت آنها تنها در محدودهء نزاع و جدال و زبان آورى ، غلبهء برهانى بر برهان ديگر و اقامهء دليلى به جاى دليلى ديگر ، خلاصه مىگشت ، تا زمانى كه مسألهء « اعجاز قرآن » به آن درجه از رشد و اهميّت رسيد كه مىبايست شخصيّتى راستين و صادق ، يعنى « ابوبكر باقلانى » ( متوفّاى سنهء 403 ) به جهت رسيدگى به آن و در مقابل اين گروه از متكلّمين ، ساخته و پرداخته شود . . . نخست كسانى كه از « حق و رشد » روى برتافته و آن را به فراموشى سپرده بودند و دستهء دوّم آنها كه در مسير يارى و نصرت حق با موانعى روبرو بوده و همواره در فشار و سختى و مغلوبيّت بسر مىبردند . و اين وضع به آنجا انجاميد كه « الحاد » در اصول دين راه يافت و ملحدان در مبادى مذهب فرو رفته و در معتقدات مسلمانان ضعيف الايمان ايجاد شك نمودند . . . تا آنجا كه از برخى نادانان ايشان نقل گرديد كه ميان قرآن و پاره‌اى از اشعار معادله‌اى ايجاد نموده و بين آن و كلمات و گفتار ديگران توازان برقرار كرده و در نهايت « اشعار و گفتار » را بر قرآن ترجيح و برترى مىدهند و اين از ابتكارات ملحدان اين عصر نيست ، بلكه برادران ايشان از ملحدان قريش و غيرقريش از آنها پيشى گرفته و بزرگتر و بالاتر از گفتار ايشان را اظهار داشته‌اند . با توجّه به اين مسائل ، باقلانى « 1 » شتابزده و سراسيمه ، دليرانه و بىباكانه به نگارش كتاب معروف خويش « اعجاز قرآن » ، پرداخت « 2 » . وى در حالى به چنين كارى دست يازيد كه اهل زبان عربى همان توده‌هايى بودند كه ذوق و فهم بيان را به همانسان كه
هامش
( 1 ) . براى نگهداى جانب حق و فضيلت ، يادآورى اين واقعيّت ضرورى است كه قبل از « باقلانى » ، « ابوعبدالله محمّد بن يزيد واسطى » كه در سنهء 306 وفات يافت ، كتابى پيرامون « اعجاز قرآن » نوشت و پس از او « ابوعيسى رمانى » ( وفات سنهء 382 ) كتابى در اعجاز قرآن تأليف نمود . البتّه كتاب « اعجاز قرآن » باقلانى از مهارتى خارق‌العادّه و قدرت كامل در بسط كلام و پژوهش برخوردار است كه تا آن زمان كتابى بدين پايه و در اين سطح بالا نگاشته نشده بود . / مترجم / ( 2 ) . اعجاز القرآن / ابوبكر باقلانى / صفحهء 605 .