« عقول » به طريقى نسبتاً معقول در دايرهء فحص و كنكاش پيرامون « اعجاز قرآن » وارد گرديد . . .
« ابواسحاق ابراهيم بن يسار نظام » كه به عنوان زبان « معتزله « 1 » » شهرت يافته بود بدين مهم پرداخت و دربارهء اعجاز قرآن آراء و نظراتى را ارائه داد . وى چنين پنداشت كه خداوند عرب را از معارضه و مقابله با قرآن منصرف ساخت با اينكه آنها قدرت و توانايى بر اين معارضه را داشتند . . . به گمان « ابواسحاق » اين انصراف و بازداشت از معارضه ، خود معجزه مىباشد ، امّا اعجاز قرآن در نظر او عبارت است از خبرهاى غيبى گذشته و آينده « 2 » . . .
اين كلام نيز هيچگونه اصل و ارزشى ندارد و در آن چيزى بهجز حيرت و نسبت دروغ ديده نمىشود ! آخر اين كدامين كس است كه اهل جاهليّت را از معارضه با قرآن عاجز و ناتوان ساخته و ايشان را وادار به سكوت مىكند و گروه ديگرى را در اين معارضه و جدال آزاد مىگذارد .
و از جملهء اين « عقول » ( انديشمندان ) كه به پژوهش پيرامون « اعجاز قرآن » پرداختند ، « ابوعثمان جاحظ « 3 » » است كه كتابى را تحت عنوان « نظم قرآن » تأليف نمود و در اين كتاب بلاغت قرآن را در عاليترين مراتب آن به اثبات رساند و همچنين پس از وى ديگران نيز به اين مهم مبادرت جستند . امّا تحقيقات آنها تنها بر
هامش
( 1 ) . فرقهء معتزله ، فرقهء معتبرى در اسلام بودند كه در اواخر عصر بنى اميّه ظهور كردند و تا چند قرن در تمدّن اسلامى تأثير داشتند ، مؤسّس اين فرقه « و اصل بن عطا » از شاگردان حسن بصرى ( م . 110 ه ق ) بود . پيروان اين فرقه را در فارسى « عدلى مذهب » نيز مىگفتند ، ظهور اين فرقه در تمدّن اسلامى باعث ايجاد يك نهضت و تحوّل بزرگ فكرى شد و مسلمين را به علوم و فلسفه آشنا كرد ، زيرا آنها براى اثبات عقايد و افكار خود . . . از فلسفه استفاده مىكردند و به مباحث عقلى و منطقى متوسّل مىشدند و روى همين اصل مورد كينه و بغض شديد اغلب فرق اسلامى مخصوصاً برخى از محدًثين و اشاعره بودند . اين فرقه در حقيقت بنيانگذار علم كلام در اسلام هستند . / مترجم /
( 2 ) . و از اين نظر بنا به عقيدهء نظام ، خود قرآن معجزه نيست و لذا وى براى اثبات اعجاز قرآن راه ديگرى را برگزيده است . . . از علماى اماميّه « سيّد مرتضى » نيز معتقد به « صرفه » بوده است ، بدين مفهوم كه خداوند علم را از كسانى كه درصدد معارضه با قرآن بودند ، سلب مىنمود . . / مترجم /
( 3 ) . جاحظ ، ابوعثمان عمربن بحر ، درشهر بصره از شهرهاى عراق متولّد گرديد و همانجا نشو و نما نمود و به تحصيل علوم ادبى و اسلامى پرداخت و از بزرگانى چون « اصمعى » و « ابوعبيده » كسب دانش كرد و در دورههاى خلافت مأمون ، معتصم ، واثق و متوكّل در بغداد سكونت گزيد و مدّتى در عصر وزارت « عبدالملك زيات » از مقرّبان ونزديكان وى گرديد و پس ازسقوط او به بصره مراجعت نمود و در همانجا در سنهء 355 هجرى چشم از جهان فرو بست . او داراى تبحّر كامل در علوم ادبى وكلامى بود و تأليفات وى بالغ بر دويست كتاب مى باشد كه تنها چند مجلّد از آنها بطبع رسيده است .
كتاب « نظم القرآن » جاحظ نيز از جملهء آثار وى مى باشد كه به چاپ رسيده است . « مصطفى صادق رافعى » در كتاب « اعجاز القرآن و بلاغهء محمّد » مىنويسد : تا آنجا كه ما اطّلاع داريم ، كتاب « نظم القرآن » جاحظ نخستين كتابى است كه در اين فن تدوين گشته است . / مترجم /