تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الظاهرة القرآنية ( پديده قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
تا آن مرحله كه « بحثها و پژوهشهاى شعر جاهلى » به عنوان پشتوانه و سرمايهء روشنگرى در جهت فهم و شناخت مفاهيم و معانى « كلام الله » شناخته گرديد ، زيرا تنها در صورت فهمِ صحيح شعر جاهلى است كه مىتوان به فهم راستين قرآن كريم رسيد . و كافيست به منظور درك مصداق اين واقعيّت به گفتهء « شافعى « 1 » » كه مدّتها بعد ، يعنى در قرن دوّم هجرى ايراد گرديده است توجّه گردد ، وى مىگويد : « براى هيچ‌كس جايز نيست كه در دين خدا فتوا دهد مگر اين‌كه نسبت به كتاب خدا ، ناسخ و منسوخ ، محكم و متشابه ، تأويل و تنزيل ، مكّى و مدنى آن و آنچه را كه از آنها اراده شده است ، آگاه باشد . . . و پس از اين نسبت به حديث رسول الله ( ص ) وناسخ و منسوخ آن بصيرت كامل داشته باشد و همانند آنچه را كه از قرآن مىداند ازحديث نيز بداند . . و همچنين نسبت به « لغت » و « شعر » آگاهى داشته و هر آنچه را كه در مسير فهم قرآن و سنّت بدان نيازمنديم . . . » قابل توجّه اين‌كه همانگونه كه « شافعى » گفت : تنها شناخت شعر كافى نيست بلكه بايد نسبت به آن آگاهى و بصيرت كامل داشته باشد . . . و آنچه را كه وى پس از يك قرن به آن توجّه نموده همانست كه در اوّل اسلام جريان بر آن منوال مىگذشت . . . . مسلمانان به فتوحاتى دست يافته و سرزمينهايى را داخل حوزهء اسلام نمودند ، شعر جاهلى ايشان نيز به همراهشان داخل كشورهاى مفتوحه گرديد ، امّتهاى مختلفى به اسلام گرويدند و همان‌طور كه در دايرهء اسلام داخل گرديدند ، در حوزهء عربيّت نيز داخل شدند . . . و « بيان قرآن » چونان باران بر « طبيعت و نهاد » جديدى باريدن گرفت ، پس ازآن‌كه « بيان جاهلى » از طريق « شعر جاهلى » روايت گرديد و بيان عرب متشكّل از « صحابه و تابعين و فرزندان ايشان » با بيان صاحبان زبانهاى گوناگون كه در « عربيّت » داخل گرديدند ، ممزوج شد ، از امتزاج آنها « بيان جديدى » نشأت يافت كه همواره نسل به نسل در حال تغيير و تبديل و انتقال بود . . .
هامش
( 1 ) . وى محمّد بن ادريس بن عبّاس بن عثمان بن شافع مطلبى ، مكنى به « ابوعبدالله » ، يكى از ائمّهء چهارگانهء اهل سنّت ( ولادت : غزه ( فلسطين ) 150 ه ق - وفات : 204 ه ق ) شافعى داراى تأليفاتى است كه مهمترين و مشهورترين آنها كتاب « الُام » در زمينهء فقه است كه در هفت مجلّد نگارش يافته است . . . / مترجم /