گشودن فارس و روم مشغول كرد و از شعر و روايت آن غافل گردانيد . . . آنگاه كه اسلام گسترش يافت و فتوحات اسلامى پيش آمد و عرب در شهرها استقرار يافت ، روايت شعر را ازسرگرفت : . . . امّا نتوانست ديوان مدوّن و كتاب نوشته شدهاى را تأليف كند و از خود باقى گذارد ، از اعراب عدّهاى به وسيلهء قتل و برخى ديگر با مرگ طبيعى از دنيا رفتند »
ولى نبايد سخن « ابن سلام » تو را فريب داده و چنين گمان برى اهل جاهليّت كه خداوند به وسيلهء اسلام آنان را هدايت فرمود ، شعر جاهليّت خويش را پشت گوش انداخته و در قبال آن ساكت وصامت ، كرو لال ( صمٌ بكمٌ ) شده و همانطور كه پردهء جاهليّت را از زبانها و عقلهاى خويش برگرفتند ، شعر جاهلى را نيز از انديشهها و دلهاى خود زدودند ؟ نه ، چنين گمان و برداشتى باطل است و آن را نه تنها اخبار خود مردم جاهلى تكذيب مىكند كه اساساً منطق طبايع و سرشت بشرى و تاريخ حيات انسانى با آن متناقض و ناسازگار مىباشد ، بلكه در اين زمينه بزرگترين و بالاترين لطمهاى كه به شعر جاهلى وارد گرديد اين بود كه قرآن كريم نه با اهتمام به آن كه با بخشيدن كلّ اهمّيت و همهء اهتمام بدان ، به مبارزه برخاست ، پس بعد از اسلام و نزول قرآن ، تنها بهرهء مردم عصر جاهليّت از انشاى شعر و سرودن قصائد نسبت به زمان جاهليّت و قبل از اسلام ، كمتر گرديد امّا به آن مقدار كه بتوانند بههنگام مشقّت و سختى ناشى از طولانى شدن غور و بررسى آيات قرآنى ، بدان پناه برده و يا پس از فراغت از فرائض و واجبات الهى و سنّت نبوى با روى آورى به آن ، خستگى انداخته و استراحت نمايند ، باقى ماند و اين بود روش مردم عرب در صدر اسلام كه فرزندان به اشعار جاهلى پدرانشان گوش فرا مىدادند و ارتكازات ، گنجينهها و ادراكات و ظرائف بيان را كه بر زبانهاى آنها جارى مىگشت ، ادارك نموده و همهء آن مركوزات و ادراكات در طبايع ايشان مىنشست و ثابت و پابرجا مىماند . . . و سپس چونان ويروسهاى مسرى به مسلمانان عجم و فرزندان ايشان انتقال مىيافت . . .
و ملخص كلام در اين باره آنكه اهل جاهليّت كه به حوزهء اسلام در آمده و به شرف اين آئين مشرف گرديده بودند ، هرگاه و در هرجا فرود مىآمدند ، با آنها « كلام الله حكيم » و بههمراه آن « شعر جاهلى » نيز فرود مىآمد . . .
ايشان شعرجاهلى را مورد تحقيق و بررسى خويش قرار داده و به ديگران مىشناساندند و زبان مسلمانان غير عرب را نيز با آن قوام مىبخشيدند . . .
الظاهرة القرآنية ( پديده قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 74
مساهمون: كرمانى
ص٧٤