. . . بالاخره « جزيرهء العرب » همانند كندوى زنبور عسل از زمزمهء قرآن پرشد و سامعهء جاهليّت ديروز را به خضوع واداشت ، خضوع در برابر آنچه از آيات خداوندگار آفريننده ، براى ايشان تلاوت مىگشت ، و زبانهاى جاهليّت ديروز ، به فروتنى و تواضع گراييد و به وسيلهء اين قرآن ، به عبوديّت و بندگى اعتراف كرد . بندگى پروردگارى كه « لغت » ايشان را براى كلام ذات منزّهاش ، برگزيد . .
جزيرهءالعرب چونان اقيانوسى به وسيلهء ايشان از تكبير و تسبيح و تهليل موج برداشته و طوفانى شد . . . و در هر حال ، ايستاده و نشسته ، در آنجا كه بالا مىرفتند و در آن ديار و وادى كه فرود مىآمدند ، صبحگاهان و بههنگام عصر ، شب هنگام و سحرگاهان ، تلاوت قرآن مىنمودند . . . سيرهء پيامبر ( ص ) خويش را پيشاروى خود قرار داده و از آن پيروى مىكردند . . .
و كوتاه سخن اينكه :
از قلبها و نفوس و عقلها و زبانهاى خويش پردهء تاريك جاهليّت را بركندند و با زبانها و عقول و نفوس و قلوب خود در نور اسلام داخل گرديدند . . .
و سپس قرآن با ايشان در هر سمتى بهپرواز درآمد ، همهء مردم را ، چه سياهپوست و چه سرخپوست را بهشهادت « لا الهَ الّا اللهِ وَ مُحَمَّدٌ رَسوُلُ الله » دعوت مىكردند . . . در حالى كه با خود اين كتاب را ( كه بيان آن در قبال بيان بشر ، معجزه بود ) حمل مىنمودند ، كتابى كه با زبان خود آنها نازل گرديد « 1 » . . . كتابى كه حجّت و هدايت برخلق بود « 2 » و تودهها را از تاريكىها خارج ساخته و بهسوى نور رهنمون بود « 3 » . . .
از جملهء مسائل ايشان در اين هنگام همان است كه « ابن سلام » آن را در كتاب « طبقات فحول الشعراء « 4 » » توصيف نموده است . وى گفتار « عمربن الخطاب » را پيرامون اهل جاهليّت نقل مىكند :
« شعر ، علم اين گروه بود كه هيچ علمى صحيحتر از آن براى ايشان نبود » .
و سپس خود حاشيهاى بركلام عمر مىزند :
« اسلام آمد و عرب را از شعر منصرف ساخت ، و ايشان را به امر جهاد در راه خدا و
هامش
( 1 ) . بِلِسان عَرَبى مبينٍ . .
( 2 ) . . . . هُدًىّ للناس . . .
( 3 ) . يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ . . .
( 4 ) . قاسم بن سلام هروى خزاعى از بزرگان دانشمندان حديث و لغت و فقه است كه معروفترين كتابها و آثار وى « غريب المصنف » ، و « طبقات الشعراء » ، « القرآت » و « الاموال » مىباشد . / مترجم /