« اخلاق » :
اخلاق غير مذهبى ، به اندازهء مفهومى كه همين عبارت آن را مىرساند ، اعمال و رفتار انسان را تنها بر اساس منافع زودگذر شخصى بنيان مىگذارد و بدين لحاظ هم زيربناى جامعهء شهر نشينى قرار داده شده است . در حالى كه اخلاق مذهبى ( توحيدى ) ، گرچه منافع شخصى را محترم مىشمارد ، لكن امتياز آن بر اخلاق غير مذهبى ، همان رعايت منافع ديگران است . توجّه به اين نكته است كه فرد را وادار مىكند تا قبل از آنكه به فايدهء شخصى بيانديشد ، دائماً در راه كسب اجرا و ثواب الهى قدم بردارد .
به علّت همين ثواب بوده كه « تورات » نخستين پيمان اخلاقى - انسانى را در « فرمانهاى دهگانهاش » ارائه مىدهد و نيز « انجيل » راهنمايىهاى خود را در « موعظهء مسيح بر كوه » ، به انجام مىرساند . امّا اين امر در هر دو كتاب مبدأ اخلاقى سلبى است كه از يك سو مردم را به خوددارى از انجام دادن اعمال شر امر مىكند و از ديگر سو به آنان فرمان عدم مقاومت در برابر شر مىدهد ؟ !
امّا « قرآن كريم » مبدأيى ايجابى و اساسى به ارمغان آورده تا بدان وسيله روش « اخلاق توحيدى » را كمال بخشد . اين مبدأ همان « لزوم مقاومت در برابر شر » است . قرآن ، پيروان و معتقدان خود را چنين مورد خطاب قرار مىدهد :
« شما بهترين امّتى هستيد كه براى مردم پديدار شدهايد ، به نيكى ( كار پسنديده ) امر مىكنيد و از بدى ( كار ناپسند ) باز مىداريد « 1 » . . . » از جنبهء ديگر ، قرآن انديشهء پاداش را مطرح كرده كه به منزلهء اساس اخلاق توحيدى است . . .
استاد « آندره لودز » مىگويد :
ارزش مذهبى فرد در ديانت يهود ، جز در عهد حزقيال « 2 » پيامبر در دورهء ديگرى ظاهر نشده است . حتّى جهان ناگزير از اين دوران خواهد بود و نتايج اخلاقى آن بر دوش مردم قرار دارد كه در آن پيروزى معيّن ، ( در روزى كه خداوند قومش را يارى مىكند ) ، چشم انتظار پاداش هستند . برعكس در « انجيل » ، جزاء و پاداش جزو مسايل اخروى مطرح مىگردد و در نتيجه در زمرهء مسايل و مشغلههاى فردى قلمداد مىشود » .
هامش
( 1 ) . سورهء آل عمران / آيهء 109 :كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ. . .
( 2 )Exachiel