قبول اين نكته ، يعنى بررسى و پژوهش دربارهء مسايل مسيحيّت و منطبق كردن آنها بر مسايل اسلامى ، متأسّفانه در بعضى از پژوهشها به صورت عادت غالب درآمده است . چنآنكه علّامهء شهير « جينوبرت « 1 » » نيز پس از بررسى عناصرى كه آنها را به نام « تطوّر عقيدهء » يهوديّت و مسيحيّت خوانده است ، نتايج اين پژوهش و بررسى را به شيوهاى دور از انتظار بر تطوّر عقيدهء اسلامى منطبق كرده كه توهّم مىرود مطلب اخير موضوع تحقيقات او بوده است « 2 » !
« مسايل مربوط به آخرت » :
اعتقاد به بقاى روح ، اين انديشهء اصلى فرهنگ توحيدى ، نتايجى منطقى همچون پايان جهان ، روز قيامت ، بهشت و دوزخ بدنبال خود دارد .
اين مسأله از سوى كتب مقدّس عبرى ، كه بيشتر در پى به انجام رسانيدن امور اجتماعى اوّلين جامعهء توحيدى هستند ، همچون شعاع كمرنگى مطرح شده است . بعد از آن ، انجيل نازل گرديد و توضيح بيشترى دربارهء اين مفاهيم ارائه كرد ، در حالى كه سعى داشت « ايّام الله » را به بنىاسرائيل يادآورى كند . اين مفهوم ، در واقع متوجّه جامعهء توحيدى بود كه در جهت تكامل و تطوّر خود گامهايى برداشته بود . امّا قرآن حدود مسايل مربوط به جهان آخرت را بهطور موثّرترى عنوان مىكند . داستان بقاى روح ، در قرآن با چنان لطافت و اسلوبى فوقالعادّه در بلاغت ، مطرح گشته و چنان مناظر و تصويرهايى براى آن شرح داده شده كه خشيّت را در دل بندگان جاى مىدهد و به گونهاى است كه حتّى امروزه هم ، هيچ انسانى نمىتواند از مشاهدهء عظيم آن سر باز زند .
منظرههاى قيامت در قرآن از حقايق بارزى برخوردارند . شخصيّتهاى صاحب نقش در اين مناظر سخن مىگويند و ايفاى نقش مىكنند . فرشته ، شيطان ، ابرار و اشرار همه آنچنان واقعيّت دارند كه نسبت به هيچيك از باريكترين خصوصيّات روانى غفلت روا نگشته و از كلمهاى كه مىتواند هول و هراس آن ساعت بزرگ را بيان كند ، فروگذار نشده است .
هامش
( 1 )Guigneber( 2 ) . جينوبرت -Guineber- در كتاب « تطوّر عقيده » .