تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الظاهرة القرآنية ( پديده قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
« پس از آن ، قصد ( آفريدن ) آسمان كرد ، درحالى كه آن دودى بود « 1 » » . سپس ، دست قدرت الهى براى هر ستاره جايگاه استقرار و مسير فلكى آن را مشخّص مىنمايد و بدين ترتيب مادّه را در جهان پراكنده مىسازد و تمام سنّت‌ها و قوانين حاكم بر جهان را خلق مىكند و بعد از آن پديده‌هاى حياتى را مىآفريند : « و هر چيزى را از آب زنده گردانيديم « 2 » » . آيات ديگرى نيز وجود دارند كه تابلوى « چگونگى تكوين » در قرآن را كامل مىكنند و حاصل بحث آن است كه عمل نخستين خالق ، امرى شفاهى بوده است . شايد اعتقاد به اين نوع آفرينش موجب شود كه با برخى از افراد كه بر فرضيهء « لاوازيه « 3 » » -
Rien neseree , Rienneseperd
- مبنى بر « موجود نشدن چيزى از « عدم » و داخل نشدن چيزى در « عدم » ( عدم امكان خلق شيئى از لاشيئى ) » ، تكيه دارند ، برخورد و اصطكاكى پيدا شود . معناى گفتهء « لاوازيه » آن است كه امكان ندارد موجودى از « عدم » خلق گردد . با اين حال بايسته و شايسته است بدانيم كه از نقطه نظر منطق محض ، هيچ‌گونه تنافى شكلى بر ردّ ميان عقل و مبدأ آفرينشگر ، در عبارت
« كُنْ فَيَكُونُ * »
يافت نمىشود و هيچ آفريننده‌اى نمىتواند در اين باره ، برهانى تجربى اقامه كند . امّا دين به‌اثبات مىرساند كه خداوند ، آن است كه رمز تكوين را ، چنآن‌كه مىگويند ، بين دو حرف كاف و نون :
« كُنْ * »
، در اختيار دارد . امّا بايد در اينجا سؤال كنيم : آيا مىتوان تعارض يا شبه تعارضى يافت كه نتوانيم آن را با مفهوم دينى و علمى پاسخ دهيم ؟ لذا بايد ببينيم حلّ « مسألهء مادّه » يعنى جوهرهء موجودات ، در تحليل اخير به چه سرانجامى منتهى خواهد شد ؟ فيزيكدان‌ها مىگويند : در اين تحليل ، مادّه به نوعى انرژى تبديل مىگردد . امّا آيا نمىتوان « كلمهءُ الله » را به عنوان نوعى از انرژى تفسير كنيم ؟ انرژى كه در بزرگترين و كاملترين شكل خود يعنى « آفرينندگى » بروز كرده است ؟ آيا ما حق نداريم اين مادّه را در مجموع به عنوان نوعى تشكيل و تأليف امر « كُنْ » آفرينشگر ، اعتبار كنيم ؟ . . .
هامش
( 1 ) . سورهء فصّلت / آيهء 11 : . . .ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ. ( 2 ) . سورهء انبياء / آيهء 30 :وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ( 3 ) . لوران دولاوازيه كاشف و دانشمند شيمى ، فيزيك و اقتصاددان فرانسوى . تولّد وى به سال 1743 م . او قانون « پايدارى مادّه » را بدين سان اظهار كرد : هيچ چيز از بين نمىرود و هيچ چيز بوجود نمىآيد ، بلكه مادّه پيوسته تغيير شكل مىدهد . وى غير از ايجاد پيشرفت در علوم شيمى و فيزيك در مسايل اقتصادى مالى نيز بررسىهايى داشت . برخى از كتاب‌هاى مهمّ وى از اين قرارند : « دربارهء طبيعت آب » ، « آزمايش الماس » و . . . وى در زمان انقلاب كبير فرانسه به هوادارى از رژيم مشروطهء سلطنتى برخاست و به همين جهت در سال 1794 م توسّط انقلابيّون دستگير و پس از محاكمه ، با گيوتين اعدام شد ! ! / مترجم /
الظاهرة القرآنية ( پديده قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 291 | كرمانى / مالك بن نبى