بتپرستان گشوده بود . ولى قرآن در آيات خود نسبت به اين مسأله از عامترين زاويهء انسانى نگاه كرده و چنين مىگويد :
« هركس بكشد كسى را نه در برابر كسى يا فسادى در زمين ، گويى همهء مردم را كشته است » .
« و آن كس كه زنده سازدش گويى همهء مردم را زنده كرده است « 1 » »
يكى از نتايج مهمّ اين اصل ، حلّ مشكل بردهدارى براى اوّلين بار در تاريخ زندگى بشريّت بود . آزاد ساختن برده ، مرحلهاى ضرورى جهت لغو بردهدارى ، كه به منزلهء پايهاى اساسى در فعّاليّتهاى جوامع باستانى بود ، بهشمار مىآمد .
بدين وسيله قرآن ، آزادى بردگان را همچون حكمى اخلاقى و كلّى قرار داد . به ترتيبى كه اگر يك مسلمان به نوعى در اطاعت يكى از فرامين شرعى كوتاهى مىكرد و سپس قصد توبه مىنمود ، آزاد كردن برده ( بنده ) به مثابهء شرطى شرعى براى قبول توبه و آمرزش تلقّى مىشد « 2 » .
در اينجا اگر در پى مقايسه و وجه شبه بين قرآن و كتب مقدّس باشيم باز هم وجههء مشخّصهء قرآن و ويژگى و برترى آن نسبت به كتب آسمانى سابق ، نمايان خواهد گرديد .
تاريخ وحدانّيت
آيين ابراهيمى پيشينهاى دارد كه اعمال و حركات پيامبران اين دين را در بر مىگيرد . چه بسا در فصل آينده بتوانيم وجوه تشابه حيرتآورى را ميان قرآن و كتاب مقدّس مشاهده كنيم . تاريخ پيامبران از ابراهيم تا زكريا و يحيى و مريم « 3 » و مسيح ( عليهم السلام ) تكرار مىشود . قرآن گاهى همان داستانها را بازگو مىكند و گاهى نيز موارد تاريخى ديگرى را يادآور مىشود كه تنها ويژهء پيامبر و يا پيامبران خاص است . مانند داستان هود ، و داستان صالح و شترش ، داستان لقمان ، داستان اصحاب كهف و
هامش
( 1 ) . سورهء مائده / آيهء 31 :مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً.
( 2 ) . براى نمونه به تفسير آيات سورههاى « مجادله » و « بلد » . . . مراجعه شود . / مترجم /
( 3 ) . نام حضرت مريم ( ع ) مام مطهّر و بزرگوار حضرت عيسى ( ع ) از روى تسامح در رديف انبياى الهى آورده شده است ! و گرنه ، همه مىدانيم كه آن حضرت با همهء شأن و علوّ مقامى كه دارد ، پيامبر نبوده است . . . / مترجم /