وجود نهفتهء در دل صخرهء سنگها و ژرفاى درياها « 1 » » آغاز مىكند و آن را به « ستارهاى كه در مدارش به تسبيح خداوند مشغول و به سوى جايگاه معلوم خويش در حركت است « 2 » » مىرساند . قرآن از دورترين ابعاد تاريك قلب انسانى سخن مىگويد و در ضمير انسان مؤمن و كافر بدقّت مىنگرد و باريكترين انفعالات اين ضمير را به لمس مىكشد . قرآن به گذشته دور انسانى و همچنين آيندهء وى مىنگرد تا ضروريّات حيات را به دو بياموزد و تابلويى گيرا از چشم اندازهاى تمدّنهاى پىدرپى در برابر ما ترسيم كند و آنگاه ما را به غور و تأمّل در آن فرا مىخواند تا از فرجام و سرنوشت آن تمدّنها پند و عبرت بگيريم .
درسهاى اخلاقى قرآن در واقع ثمرهء نگرش عميق و درون كاوانهء آن در سرشت بشرى است . قرآن از طريق شرح زندگانى پيامبران ، اين قهرمانان و شهيدان حماسههاى آسمانى ، كمبودها و كاستىهاى نفس انسانى را بازگو كرده و ما را به پرهيز از آنها فرمان داده است و از سوى ديگر نيز به شرح فضايل اخلاقى پرداخته و ما را به تأسى از آنها فراخوانده است . بر اين پايه قرآن وقتى مؤمن را به آمرزش وعده مىدهد او را به سوى توبهء صادقانه كه سنگ بناى تربيت جزايى در اديان آسمانى بهشمار مىرود ، سوق مىدهد .
در برابر اين صحنهء عظيم است كه فيلسوف بزرگ « توماس كارلايل » متوقّف شد و بىاختيار از اعماق جان خويش فرياد شگفتى سرداد و گفت :
« اين ( قرآن ) غريوى است كه از قلب هستى برخاسته است « 3 » » .
در اين فرياد فلسفى ، مىتوان بيش از انديشهء خشك يك مورّخ را دريافت . اين فرياد شبيه اعتراف ضمير والاى انسانى است كه در برابر عظمت پديدهء قرآن مات و مبهوت مانده است . عقل انسانى نيز عملًا در مقابل گسترده و عمق قرآن شگفت زده و متحيّر مانده است . در واقع قرآن بنايى بىهمتا و هندسهدار و هنرمندانهاى است كه نبوغ ابداعگر انسانها را به مبارزه و رويارويى فرا مىخواند .
نبوغ انسان ضرورتاً از ويژگىهاى زمينى برخوردار است . چون تمام اشياء تابع
هامش
( 1 ) . سورهء لقمان / آيهء 116 ؛يا بُنَيَّ إِنَّها إِنْ تَكُ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَكُنْ فِي صَخْرَةٍ أَوْ فِي السَّماواتِ أَوْ فِي الْأَرْضِ يَأْتِ بِهَا اللَّهُ. . .
( 2 ) . سورهء انبياء / آيهء 33 :وَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ.
( 3 ) . توماس كارلايل / « كتاب الابطال » / . . . اين كتاب ارزشمند تحت عنوان « قهرمان » به فارسى نيز ترجمه شده است . / مترجم /