مشكلات و مسايل متافيزيكى ، دينى ، اجتماعى و حتّى علمى افراد باشد .
چنين پديدهاى در تاريخ زبان بىنظير است . زيرا براى زبان عربى ، تطوّر تدريجى رخ نداده ، بلكه بعضى تحوّلات پيش آمده در اين زبان همچون انفجارى انقلابى ( همانندقرآن ) ، ناگهانى و غير منتظره بوده است .
از اين رو زبان عربى از مرحلهء زبانى جاهلى و محاورهاى بدوى ، وارد مرحلهء زبانى منظّم و فنّى مىگردد تا بتواند انديشهء فرهنگ جديد و تمدّن در حال تولّد خود را در اختيار جهانيان قرار دهد .
برخى مفسّران اعتقاد دارند كه قرآن به هيچوجه از واژههايى بيگانهء از لهجهء حجاز ، بهره نگرفته است . در حالى كه استفادهء قرآن از الفاظ جديد به خوبى آشكار است . مخصوصاً الفاظ « آرامى » كه براى تعيين مفاهيم توحيدى همچون « ملكوت » به كار گرفته شده و يا از نامهاى خاصّى مانند « جالوت ، هاروت و ماروت » استفاده برده است . لذا از نظر تحقيقات زبان شناسى به نظر مىرسد كه قرآن غناى لفظى خاصّى را عرضه كرده و آن را به طريقى ناگهانى و شگفتآور ، آفريده است . . .
اين پديده از نظر ادبى و لغوى ، جدايى كامل و تامّى ميان زبان جاهليّت و زبان اسلام پديد آورده است .
اين نتيجه باعث نمىشود كه از فرض باطلى كه مستشرق مشهور « مارگليوث » آن را عنوان كرده ، چشمپوشى شود زيرا بحث پيرامون اين نكته به صورتى پاكيزه و گسترده در مصر توسّط « رافعى « 1 » » و تحقيقات وى بانجام رسيد . امّا فرض اين دانشمند انگليسى تنها در ميان برخى از بررسىها و پژوهشهاى مغرضانه صورت قبول پذيرفت .
علاوه بر اين ، نمىتوانيم تصوّر كنيم كه چرا عدّهاى ، اسلوب محكم ادبى همچون « شعر جاهلى » را اختراع كرده و سپس براى آن نام شاعران و نويسندگان را به دروغ جعل كنند « 2 » ؟ اين نكتهاى نامفهوم بهنظر مىرسد !
در هر حال ، مسألهء لغوى مطروحهء در قرآن كريم ، به تحقيق شايستهاى نياز دارد كه تمام الفاظ جديد قرآن و كاربرد ارزشمند كلمات آن مخصوصاً قلمرو مسايل
هامش
( 1 ) . مصطفى صادق رافعى ( 1880 - 1937 م ) دانشمند و اديب مصرى . تحقيقات وى در زمينهء علوم قرآنى از بار و غناى ويژهاى برخوردار است . از آثار او مىتوان به « اعجاز القرآن » ، « تاريخ آداب العرب » و « تحت رايهء القرآن » كه ردّيهاى است بر كتاب « فى الشعر الجاهلى » طه حسين ، اشاره كرد . / مترجم /
( 2 ) . مؤلّف بدون هيچگونه مطلب اضافهاى ، اين نظريّه را در مقدّمهء كتاب مورد بررسى قرار داده است . « ع . ش »