برترى را به عنوان « اعجاز نبوغ ادبى » در دورهء خودش معرّفى مىكند ، در مقابل معاصران خود اينچنين شگفتآور ، آنان را به تحدّى فرا مىخواند :
« اگر از آنچه بر بندهء خود فرو فرستاديم در ترديد هستيد ، پس شما نيز يك سوره همانند آن بياوريد و همه گواهان خود را ، بجز خدا ، فراخوانيد اگر از راستگويان هستيد « 1 » » .
لكن در تاريخ ذكر نشده كه كسى اين تحدّى را پاسخ گفته باشد .
ممكن است از اين نكته چنين نتيجه بگيريم كه اين تحدّى ، كه از سوى كسى جوابى به آن داده نشده و نيز اعجاز ادبى قرآن ، باعث تسليم نبوغ آن عصر در مقابل خود شده است .
ولى ما ، در آنچه مربوط به اين مبحث است ، براى صدور حكم دربارهء اين جنبهء خاصّ مسأله ، راههاى ديگرى نيز داريم .
روح بدوى ، اصلًا روح سرشار و زندهاى است و همهء مقاصد و حركات و سكناتش در عبارتى موزون ، و همراه با موسيقى تجلّى پيدا مىكند . اين عبارت موزون همان بيت شعرى است كه مقياس آن گامهاى سريع و طولانى شتر است « 2 » . علم عروض نيز از اصل و جوهرهء بدويّت نشأت گرفته است .
لذا نوعى از نبوغ بدويّت ، در شعر عرب حك گرديده است .
اين زبان خوش آهنگ كه از خلال كلمات آن شيههء اسبها و صداى چكاچك شمشيرهاى آبديده به گوش مىخورد و اينجا و آنجا و در هر مكانى فريادهاى جوانان قهرمان را طنينانداز مىكند ، از اسطورههاى حماسىاى سخنن مىگويد كه قهرمان آن « عنترهء » بوده و يا از اوج شعرى سخن مىراند كه « امرء القيس » سرآمد آن است .
مجاز دراين زبان ، چنآنكه بعداً خواهيم ديد ، عناصر خود را از آسمانى بدون ابر و صحرايى بىحدّ و مرز بعاريت مىگيرد كه يا مرغى سنگخواره در آن پرواز مىكند و يا غزالى سبكبار از آن مىگذرد . اين اشارات حاوى هيچگونه تحيّر روحى و
هامش
( 1 ) . سورهء بقره / آيهء 23 :وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ( 2 ) . در كتابهاى « عروض » آمده است : منشأ عروض گامهاى شتران و موسيقىاى بوده كه از صداى آنها بر مىخاسته است . . .
خوانندهء عزيز در اين زمينه مىتواند به كتاب ارزشمند دكتر شفيعى كدكنى : « موسيقى شعر » ، مراجعه كند . / . مترجم /