همچون صاعقهاى ناگهانى نزول مىيافت ) ، منافات دارد .
اين نكته همچنين با بديعهگويى و ارتجال ناگهانگى منافات دارد و بايد به خوانندگان محترم يادآورى كنيم كه سخن قرآن از نظر ظاهر ، تقريرى شفاهى بوده كه فكر نمىتواند با استفاده از زمان مناسب و كافىِ مادّى « 1 » ، - مثل آنچه را كه در يك اسلوب مكتوب و سبك نگاشته شده ، مىيابيم - دقّتى در مورد آن به كار برد .
انسان بههنگام سخن گفتن وقت و فرصت آن را ندارد كه ( زبان خود را هفت بار در دهان خود بگرداند ) و اساساً « اسلوب خطابى » و « سبك شفاهى » غالباً در معرض خطا و لغزش زبان قرار دارد و حال آنكه « اسلوب مكتوب » و « سبك تحريرى » كمتر گرفتار اشتباه و لغزش علمى مىگردد ، زيرا نويسنده پيش از آنكه انديشهء خويش را بنگارد ، فرصت و وقت آن را دارد كه : ( هفت بار قلم را در دوات فرو برد و بيرون آورد ) . . .
پس پژوهش و دقّت نظر در « وحدت كمّى » - اين جهش برقآساى وحى الهى - آنچنان نشانههاى بارزى از ( ترتيب و نظم و انديشه و اراده ) را براى ما مبرهن مىسازد كه از توجيه و تفسير آن در محدودهء معلومات تاريخى و مشخّصى كه براى « ذات محمّد ( ص ) » به اثبات رسانيديم ، عاجز و ناتوانيم . . .
شكل ادبى قرآن
جنبهء ادبى قرآن ، كه در نظر مفسّران كلاسيك اوّلين موضوع و موضوع اصلى تحقيق در قرآن به حساب مىآمد رفته رفته در عصر ما كه بيشتر به علم توجّه دارد تا ادب « 2 » ، اهمّيّت خود را از دست مىدهد . . . در حقيقت عدم تسلّط كافى بر اصل زبان دورهء جاهليّت ، به ما اين اجازه را نمىدهد كه بر برترى و تعالى « اسلوب قرآن » به داورى بنشينيم . با اين وجود آيهاى است كه بايد مورد توجّه ما قرار گيرد ، اين آيه در اين نقطه آگاهىهاى تاريخى مهمّى در اختيار ما مىگذارد . زيرا قرآن كه به صراحت
هامش
( 1 ) . و نيز با استفاده از ظرف و موقعيّت كافى و مناسب روانى رسول خدا ( ص ) ، زيرا پيامبر اكرم ( ص ) بهنگام نزول وحى ( مطابق روايات ) در آنچنان موقعيّت كافى و مناسبى قرار نداشت كه بتواند بيانديشد و بر پايهء تفكّر خويش نظم و ترتيب دقيق و ژرف نهفته در آيه فوق را ، نظم و نسق بخشد ! . . . / مترجم /
( 2 ) . لازم به يادآورى است كه علوم مربوط به « ادب و بلاغت » براى نخستين بار جهت شناخت جنبههاى « اعجاز قرآن » پديد آمد . اسامى نخستين كتابهايى كه در اين زمينه تأليف شده است ( مانند دلايل الاعجاز ، اعجاز القرآن و . . . ) به خوبى از اين واقعيّت پرده برمىدارد . . . / مترجم /