طبقهبندى حالات مُحرَّمه در ارتباط با درجهء خويشاوندى و ترتيب نزولى آن است ، به اين معناكه مادر ، دختر ، خواهر ، دختر برادر و دختر خواهر را از نوع قرابت مستقيم و مباشرى و - مرضعه - خواهر رضاعى را از طريق قرابت رضاعى مطرح مىكند . پس از آن بيان مىشود كه تزويج مادر همسر يا دختر و يا خواهر او بر وى حلال نيست . به عبارت ديگر در اينجا درجهء قرابت در ارتباط با زن مورد قياس قرار گرفته است . و چه بساكه در اين طبقه بندى بتوان اولويّت گروه مردان بر گروه زنان را مشاهده كرد . دختر برادر قبل از دختر خواهر ذكر مىگردد و از خويشاوندى مربوط به شوهر پيش از خويشاوندى مربوط به زن ، با اولويّت دادن به خويشان شوهر ، ياد مىشود .
حال كه پذيرفتيم پيامبر ( ص ) نمىتوانسته است اين مُحرَّمات ذكر شده در آيه را قبل از نزول آن جمعآورى كند و نيز اين امكان را نداشته كه آنها را در اثناى وحى منظّم سازد ، چون منظّم كردن اين مطالب با توجّه به موقعيّت روحى پيامبر ( ص ) در زمان دريافت وحى ، منافات دارد ، و نيز با توجّه به نتايج مقياس اوّل ، نخواهيم توانست اين مسأله را از طريق « ديدگاه دكارتى » پاسخگو باشيم . و لذا در اين مورد مانند ديگر موارد ، ناچاريم كه اين پديده را در خارج از چهارچوبى كه « دكارت » براى پاسخ به اين گونه پديدهها مطرح ساخته ، تفسير نماييم .
« نمونهاى از وحدت تاريخى قرآن »
آيهء زير ، براى عنوان فوق مناسب مىباشد :
( 1 ) چون منافقان نزد تو آمدند
( 2 ) گفتند گواهى دهيم كه تو فرستادهء خدايى
( 3 ) و خدا مىداند كه همانا تو فرستادهء اويى
( 4 ) و خداوند گواهى دهد كه منافقان دروغگويانند « 1 » .
اين آيهاى است كه اكنون به بررسى آن خواهيم پرداخت . هدف ما از شمارهگذارى و تجزيّهء آيات به چهار قسمت ، بهخاطر تحليل نظم قسمتهاى مختلف
هامش
( 1 ) . سورهء منافقون / آيهء 1 :إِذا جاءَكَ الْمُنافِقُونَ قالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقِينَ لَكاذِبُونَ.