تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الظاهرة القرآنية ( پديده قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
آن مىباشد . نشانهء تاريخى اوّلين قسمت آيهء فوق براى ما ترسيم كنندهء يك حادثهء معمولى است كه منافقان نزد پيامبر ( ص ) حاضر شده‌اند . در واقع اين قسمت از آيه در جايگاه مناسب خودش قرار گرفته ، زيرا هدف فورى آن توصيف خيانت و دروغ منافقان براى ماست . بدين لحاظ ، اين آيه بايد قبل از هر چيز محدودهء اين حادثه را براى ما توصيف كند و آن حضور منافقان نزد پيامبر ( ص ) است ، لكن افكار و نظريّات بعدى بايستى مطابق يك نظام طبيعى و بر اساس درجه اهمّيّت ، ذكر شوند . يعنى از انديشهء و فكرى اساسى به انديشه‌اى تبعى منتقل گردد ، علىالخصوص كه اسلوب مورد نظر ما اسلوبى شفاهى همچون قرآن است . اين انديشهء اصلى و اساسى در اين آيه آشكار ساختن خيانت منافقان و دروغگويى آنان است . حال با توجّه به اين ملاحظات و نظم و ترتيب افكارى . . . كه در اين آيه مطرح است ، مىتوان ترتيب آن را چنين قرار داد : ( 1 ) آنگاه كه منافقان نزد تو آمدند ( 2 ) گفتند گواهى دهيم كه تو فرستادهء خدايى ( 3 ) و خداوند گواهى دهد كه منافقان دروغگويانند ( 4 ) و خدا مىداند كه تو فرستادهء اويى . . . . با توجّه به ترتيب فوق ، اين آيه از نظر دقّت كامل و با اسلوب جمله‌سازى عرب هم مطابق است . جز آن‌كه تغييرى در قرار دادن عبارتهاى سوم و چهارم انجام گردد تا اين آيه به نظم و ترتيب طبيعى خود بازگشت كند . امّا با وجود ترتيب جديد ، عيبى نيز متوجّه اين آيه خواهد شد . زيرا در نظم جديد ، اين آيه دليل خطرناكى بر ضدّ ارزش متعالى وحى قلمداد مىشود . چون تمام معناى عبارت چهارم در ترتيب جديد فقط در تكذيب منافقان خلاصه مىشود نه در خيانت آنان . در حالى كه مطابق ترتيب فعلى موجود در قرآن ، نكات تحيّرآورى ايجاد مىشود ، به اين دليل كه عبارت تبعى سوّم ابتدا درستى دعوت پيامبر ( ص ) را كه منافقان به دروغ برآن گواهى مىدادند قبل از افشاى دروغ آنان در عبارت اصلى چهارم ، مورد تأكيد قرار مىدهد . اين نظم و ترتيب دقيقى كه حاكى از ژرف‌نگرى و هشيارى عميقى است ، چنآن‌كه بارها گفته‌ايم ، با شرايط روانى و زمانى ( كه وحدت كمّى قرآن ، در آن
الظاهرة القرآنية ( پديده قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 277 | كرمانى / مالك بن نبى