مىكند و پس از تأمّلى بازتاب اين وحى اعتقادات منحصر به فرد و در حال شدن او را ظاهر مىگرداند و اين راز را بدين شكل برخديجه مىگشايد :
« جبرييل به من فرمان داده است تا مردم را بيم دهم ، پس چه كسى را دعوت كنم ؟ و چه كسى دعوت مرا اجابت خواهد كرد ؟ » و همچنين ما در اين پرسش رگههاى كمرنگى از يك نوع ترديد را مشاهده مىكنيم كه به هيچوجه نمىتواند بازتاب يقينى تزلزل ناپذير باشد ، يقينى كه آن را تا پايان رسالتش در او مجسّم مىبينيم . و اين همان يقينى است كه چون عمويش - ابوطالب - نزد او آمد تا پيغام قريش را مبنى بر محدود كردن رسالتش ، به گوش او برساند ، به آنان پاسخى آن چنانى داد .
وى هنوز به اين درجهء از يقين نرسيده است و اعتقاداتى كه از آن برخوردار بود ، مطلق نبود . چه هنوز در گرو شرايط برونى پيروزى و موفّقيتى است كه در آن لحظه به نظر او غير محتمل جلوه مىكند . با اين وجود وحى هيچگاه قطع نمىشود و برخى از عوارض عضوى ( هم زمان با وحى ) نظر پيامبر ( ص ) را به خود جلب مىكند ، زيرا هر وحىاى نزد او همراه عوارض خاصى ظاهر مىگردد و او بالاخره براى اصحاب خو فاش مىكند كه اندكى قبل از نزول وحى صدايى شبيه همهمهء زنبورها بر گردكندو و گاهى با كشش و طنين گستردهتر همانند « زنگ جَرَسْ » ، در گوش خود مىشنود .
از سويى ديگر ، هرگاه كه وحى نازل مىشد ، اصحاب مىتوانستند رنگ پريدگى ناگهانى را كه متعاقب آن گرفتگىاى در صورت پيامبر ( ص ) « 1 » رخ مىداد ، ملاحظه كنند . او خود نيز تمام اينها را درك مىكرد ، لذا به اصحاب خود فرمان مىداد تا در وقت دريافت وحى ، پوششى بر صورت او بيافكنند « 2 » . آيا همين احتياطها خود گواه آن نيست كه اين پديده از محدودهء ارادهء پيامبر ( ص ) خارج و مستقل بوده ، بهطورى كه خود قادر نبوده است بر صورت خويش پوششى قرار دهد ؟ مطابق روايات موجود در كتب سيره ، او براى مدّت محدودى دچار درد و ناراحتى مىشده است .
هامش
( 1 ) . از عبادهء بن صامت نقل شده است كه گفت : پيامبر ( ص ) آن چنان بود كه هرگاه بر وى وحى نازل مىشد دچار رنج و فشار مىگرديد و چهرهاش تيره مىگشت . در روايتى ديگر آمده است كه او سر خود را به زير مىافكند و اصحاب هم سرهاى خود را به زير مىافكندند ، پس چون اين عوارض از او مرتفع مىگشت سرخود را بلند مىكرد « ع . ش »
( 2 ) . در صحيح بخارى / كتاب 26 ، ( العمره ) - 10 - باب : « يفعل فى العمرهء ما يفعل فى الحج » ( آنچه كه در عمره انجام مىشود همان است كه در حج انجام مىگيرد ) روايتى است كه پيامبر ( ص ) در وقت نزول وحى خود را با لباسى مىپوشانيد و عمرگوشهء لباس را بالا زد تا پرسش كنندهء پيامبر را ببيند در حالى كه پيامبر در چنين حالتى بود . « ع . ش »