وقايع ، آنها را بر آينهء منعكس كنندهء ذات خود متحقّق نمايد .
از اينجاست كه پيامبر ( ص ) براى تثبيت اعتقادات خود به دو معيار نياز دارد :
الف - معيار ظاهرى براى تحقّق وقوع پديده .
ب - معيار عقلى براى بررسى و قبول آن .
الف - معيار ظاهرى پيامبر ( ص )
پيامبر ( ص ) در چهل سالگى به ناگهان خود را در مقابل پديدهاى غير عادّى مىيابد ، بركنارهء غار حراء براى نخستين بار صدايى مىشنود كه مىگويد :
« اى محمّد ! - تو فرستادهء خدايى » .
به افق مىنگرد و نورى مىبيند كه به طرزى شگفت محيط اطراف را روشن ساخته است . اين پديدهء دوگانه ( سمعى و بصرى ) كه او را تا پرتگاه انتحار مىكشاند ، اكنون براى او مشغوليّت مسلّط و دردآورى گشته است .
آيا او در ديدن و شنيدن مرتكب خطايى نشده است . . . ؟ يا اين پديدهء سمعى و بصرى كه در درون او تحت تأثير انفعالى درد آور برانگيخته شده و او را تا لبهء درّه كشانده جز سرابى چيز ديگرى نبوده است . . . ؟ . . . آيا احساسات منفعل او ، كمر به فريب او نبستهاند ؟ !
مىبايستى تمام اين پرسشها از اوّلين وهله ، قبل از آنكه در عصر خود او يا در عصر ما ، مورد نقد و بررسى قرار مىگرفته ، در ذهن پيامبر ( ص ) خلجان مىكرده است .
او گمان مىكرد دچار بيمارى اختلال حواس شده است . به سرعت مىآمد تا در كنار همسر مهربانش كه در تمام اضطرابات و نگرانيهاى وى با او شريك بوده يأس خود را درمان بخشد .
با اين وجود ، حتّى در جوار همسر مهربانش هم منظرهء كوه نور از برابر چشمانش كنار نمىرفت . انگار كه اين منظره با شعاعى ثابت و ناديدنى بر چشمانش حك شده است . همسرش اندوهگين روبند خود را انداخت و پرسيد آيا او را ديدى ؟ محمّد ( ص ) گفت نه . . . و خديجه گفتاى پسر عمو ! استوار و شادباش ، سوگند به خدا كه
الظاهرة القرآنية ( پديده قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 235
مساهمون: كرمانى
ص٢٣٥