تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الظاهرة القرآنية ( پديده قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
او فرشته است نه شيطان ! « 1 » . عصر علم زدهء ما اين مطلب را دليل بر « پديدهء ذاتى » محض مىداند ، زيرا اعتقاد دارد كه ديدن « موضوع پديده » هيچگاه در حضور خديجه صورت نگرفته است . لكن از ناحيه حسّى و از نظر مادّى اين عدم تطبيق و خروج از قانون و قاعدهء فهم آن چندان دشوار و مشكل و غير قابل تحليل نيست . شاهد ما بر اين مطلب « بيمارى كور رنگى » است ، زيرا ممكن نيست كه همهء چشم‌ها به يك نسبت بعضى رنگها را ببينند و حال آن‌كه مجموعه‌اى از پرتوهاى نورى مادون قرمز و ما فوق بنفش وجود دارد كه چشمان ما قادر به رويت آنها نيست و هنوز قاعدهء علمى پيدا نشده كه بخواهد اثبات كند كه اين عدم ديد نسبت به تمام چشم‌ها يكسان است . بلكه ممكن است همان‌طور كه در حالت خلاء مغناطيسى اتّفاق مىافتد ، چشمهايى باشند كه در مقابل اين اشعه‌ها از حسّاسيت بيشتر يا كمترى برخوردار باشند و علاوه بر اين « پديدهء وحى » را به‌همراه دلايل حسّى ، برخى كه از خلال حدوث و ظهور آن ( نزول وحى ) شاهد آن بوده‌اند ، آن را احساس كرده‌اند « 2 » . لكن در آنچه كه به اوّلين مرحلهء ظهور وحى اختصاص دارد مىتوانيم تصوّر كنيم كه پيامبر ( ص ) در كيفيّتى از كيفيّات دريافت وحى و حالتى از حالات تلقّى آن ، قرار داشته است . بنابراين او شاهد و گواهى ممتاز و بىبديل بر اين پديده خواهد بود . در اينجا مىتوانيم براى اذهان علم زده قياس ناپخته‌اى نيز اقامه كنيم ، ما اين قياس را بين اين حالت دريافت وحى و آنچه كه به نام گيرندگى مخصوص در دستگاه گيرنده ، خوانده مىشود جارى مىكنيم . در عرصهء مسائل مادّى و حسّى اين مسأله در نهايىترين صورت خود يعنى ضبط و نگهدارى مىباشد و در عرصهء نبوّت آن را با گيرندگى موجهايى با طبيعت مخصوص ، به پيامبر ( ص ) مربوط مىسازيم . بهر صورت ، پس از ظهور اوّلين وحى كه پيامبر ( ص ) را به شدت لرزانيد ،
هامش
( 1 ) . ابن اثير / ج 2 / ص 32 . ( 2 ) . از عايشه نقل شده كه حارث بن هشام از پيامبر ( ص ) سئوال كرد ، اى رسول خدا ( ص ) ! وحى چگونه بر شما نازل مىگردد ؟ پيامبر ( ص ) پاسخ داد : گاهى اوقات وحى مانند صداى زنگها بر من نازل مىشود و اين شديدترين حالت آن است و گويى كه اعضاى بدنم از هم جدا شده و آنچه كه فرشتهء وحى مىگويد حفظ مىكنم و گاهى اوقات هم فرشته‌اى در لباس انسان بر من ظاهر شده و آنچه كه مىگويد در خاطرم مىسپرم . عايشه نقل كرده است كه : « پيامبر ( ص ) را ديدم كه در روزى بسيار سرد ، بر او وحى نازل مىشد ، بدنش مىلرزيد و از پيشانى او عرق جارى بود » بخارى اين روايت را در جلد 1 كتاب « وحى چگونه آغاز شد ؟ » آورده است . . . « ع . ش »