اوست مخيّر نموده است ، پس اين بنده آنچه را كه در نزد خداست برگزيده است « 1 » .
يارانى كه اين اشاره را دريافته بودند ، در اشكهاى گرم خود مىسوختند ! او پس از آنكه در دو يا سه نماز جماعت حاضر گرديد مجبور شد به خاطر بيماريى كه داشت تا آخر عمر در منزل « همسرش » بماند و آن هنگام كه اجلش در رسيد ، سر او بر بازوى همسرش تكيه داشت « 2 » و او مىشنيد كه پيامبر آخرين سخنان خود را چنين نجوا مىكند : « اللهمّ فى الرفيق الاعلى « 3 » » .
آرى براى تاريخ ، اين آخرين كلامى است كه بر حقيقت اين شخصيّت مهر پايان زده است . شخصيّتى كه ما بر آن بوديم تا تصوير روانى او را ترسيم كنيم تا بتوانيم بدين وسيله سيماى قرآن را بهتر نشان دهيم .
ما هنگام روشن ساختن خطوط چهرهء اين مرد نمونه ، كوشيديم تا شاخصههاى محمّد ( ص ) را بيان كنيم تا بلكه بدين طريق امكان يابيم - در بحث نبوّت - شهادتى دربارهء محمّدِ « پيامبر » بدست آوريم .
بدون ترديد اين شهادت در پژوهش ما عنصر گرانقدرى بهشمار مىآيد . در هر حال اين شهادت از طرف مردى است كه عصر او بر زبان زنى دربارهء او چنين حكم مىدهد « 4 » :
« اى پيامبر ! تو حتّى در قبر گرانمايهترين اميد ما هستى ، تو در بين ما با پاكى و اخلاص و انصاف زندگى كردى و براى هر انسانى هدايتگر و حكيم روشنگرى بودى « 5 » . »
هامش
( 1 ) . بر خلاف نظر نويسنده اين خطبه آخرين سخنرانى رسول خدا ( ص ) نبود ، بلكه آخرين خطبهء آن حضرت در همين سفر ، خطبهء غدير بود كه آن را بهنگام بازگشت از مكّه به مدينه در سرزمين « رابع » ( سه ميلى جحفه ) در نقطهاى بنام « غدير خم » در روز 18 ذيحجهء الحرام ايراد فرمود و طى آن على ( ع ) را به مقام خلافت و جانشينى بلافصل خويش منصوب فرمود و آيهء شريفه :« الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ. . . » هم پس از اين رويداد عظيم تاريخى و معرّفى اميرالمؤمنين على ( ع ) به عنوان امام و زمامدار مسلمين ، بر رسول اكرم ( ص ) نازل گرديد . شيعه و سنّى نقل كردهاند كه پيامبر ( ص ) پس از سخنرانى تاريخى خود ، فرمود :
مردم اينك پيك وحى فرود آمد و اين آيه را آورد :« الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ. . . » آنگاه حضرت با صداى بلند تكبير گفت و افزود : خداى را سپاس مىنهم كه آيين خود را كامل كرد و نعمت خويش را به پايان برد ، و از وصايت و ولايت و خلافت على ( ع ) پس از من خشنود گشت .
مورّخ بزرگ اسلامى ، طبرى اين حديث را از 76 طريق از رسول خدا ( ص ) نقل كرده است .
( ر . ك به الغدير / ج 1 / صفحهء 14 تا 72 / عّلامه مجاهد مرحوم آيهء الله امينى - فروغ ابديّت / ج 2 / صفحهء 473 ) . / مترجم /
( 2 ) . در روايت معروفى آمده است كه سر آن حضرت به هنگام رحلت بر سينهء على ( ع ) بود . / مترجم /
( 3 ) . به نقل صحيح بخارى .
( 4 ) . مراد صفيه عمّهء بزرگوار رسول اكرم ( ص ) است كه در رثاى آن حضرت سخنانى را ايراد نمود « مؤلّف »
( 5 ) . شايد جملات فوق ترجمهء برخى از اشعار « صفيه » عمّهء رسول خدا ( ص ) باشد كه در رثاء آن حضرت سروده است :
فاما تمس فى حدثٍ مقيماً فقد ما عشتَ ذاكرم و طيّب و كُنتَ موفقاً فِى كلِّ امرٍ و فيما نابَ من حدثَ الخطوب و نيز
فَلَقدْ كانَ بالعبادِ رؤفاً لَهم رحمهءً و خير رَشيد