« طوقى آهنين » ! را همراه دارد كه نشانهاى آهنين بر عزم قاطع و نهايى او بر استمرار دعوت همراه با « وعيد و انذار » و رسالت خشن و وحشت آفرين وى مىباشد !
بههر حال اسباب و علل روانى اين « توقّف موقّت » و ايست كوتاه براى كوشش نبى در راه رسالتش هرچه باشد ، بزرگترين دليل بر اصالت وى و ايمان قاطع و خلل ناپذير او نسبت به رسالت خود همان است كه در نهايت امر برمىگردد و دعوت خويش را بهسوى پروردگار يكتا از سر مىگيرد .
بنابراين « عنصر اصيل ، مستمر و مطلقى » كه مورد وصف قرار داديم در وجود پيامبر ، تمامى عوامل روانى ديگر را نفى نموده و نهايتاً سلوك و رفتار آيندهء او را تنظيم مىكند ، اين عامل مطلق نسبت به ذات « ارمياء » حالتى قهرآميز داشته و « منِ » او را دائماً زير سلطه و نفوذ خود قرار مىدهد ، زيرا وى را در زمينهء مقاومت در برابر عوامل بازدارنده و حالات روانى ياد شده در حدّ كمال ، يارى مىرساند ، احساسات او را تحتالشعاع اصالت مطلق خويش قرار داده و آنها را تحقير مىكند ، و اطمينان شخصى وى را - هر چند بهطور موقّت وكوتاه مدّت - نسبت به هشدارهاى « حنانيا » مورد نفى شديد قرار مىدهد . . .
و باز همين « عنصر اصيل » و « عامل مطلق » در ذات « ارمياء » است كه او را در قبال درد و رنج ناشى از شكنجههاى ددمنشانه معاصرانش مقاوم و صابر و استوار مىسازد .
آنگاه كه كاهن معبد ، او را به اتّهام كفر به غل و بند مىكشد و وى را از همه نيازمندىهاى اوّليّه ، محروم مىسازد و يا آنگاه كه به موجب وعيدها و انذارها و اخبار وحشتزاى « ارمياء » او را به مدّت يك روز در چاهى حلقآويز مىكنند كه نزديك بود هلاك گردد ! ، در راستاى اين « عامل قاهر و مسلّط » كه در مجموعهء حالات روانى پيامبر مشاهده نموديم ، عنصرى كه خواست و ارادهء او را در شكلى قاهرانه و غير قابل مقاومت مقهور مىسازد ، ضرورى است « عامل قاهر » ديگرى را از نوع ديگر ، قرار دهيم ، و آن عاملى است كه در احكام و قضاوتهاى « ارمياء » نسبت به حوادث و رويدادهاى عصر خود ، تجلّى مىكند ، آنطور كه در حقيقت داورى او پيرامون رخدادهاى زمانش بهنحوى است كه ماهيتاً با تمامى احكام و قضاوتهاى معاصرين وى متفاوت مىباشد ، و شيوهء ممتاز و روش ويژهء او در برخورد با اشياى حول و حوش خود به گونهاى است كه در شكلى عجيب و شگفتانگيز ، حوادث برخورد او را تصديق
الظاهرة القرآنية ( پديده قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 160
مساهمون: كرمانى
ص١٦٠