ويژگىهاى دو انسانى را كه تبلور و تجسّم دو انديشهء متعارض مذهبى هستند ، نشان مىدهد ، و نيز اسبابى را كه موجب « عدم خلط و اشتباه » ميان آن دو جريان و اين دو انسان مىگردند ، به روشنى نشان مىدهد . . .
« ارمياء » و پديدهء ذاتى
از صريحترين و با ارزشترين گواهىها براى « پديدهء نبوّت » شهادتى است كه « ارميا » ى نبى مىدهد . وى سلوك و رفتار ويژهء خويش را در قبال « پديدهء نبوّت » بهطور تفصيل برمىشمرد كه داراى ارزش و اهميّت والايى است . . .
« ارمياء » حالات ، تأمّلات و واكنشهاى خود را ( كه احياناً تلخ و قهرآميز نيز بودهاند ) ، آن هنگام كه مورد وحى الهى قرار مىگرفته است ، براى ما شرح مىدهد ، او مىگويد :
« من محور استهزا و سخريهء مردم قرار گرفته بودم ، همه مرا مسخره مىكردند ، زيرا هرگاه مىخواستم سخن بگويم ، حتماً مىبايست فرياد برآورم و قهر و جبروت و خشم خداوندى را اعلام كنم . كلمهء « الله » براى من مايهء خفّت و استهزاء شده بود ، ولى آنگاه ( كه تحت تأثير اين همه فشار طاقت فرساى روحى ) با خود مىگفتم ديگر از او ذكر ى به ميان نخواهم آورد و يا نام او را بر زبان جارى نخواهم كرد در قلبم آتش برافروختهاى را شعلهور مىيابم كه دارد استخوانهايم را مىسوزاند ! پس تصميم مىگيرم آنرا خاموش كنم ، لكن قدرت و توانايى آن را در خود نمىيابم . . . « 1 » »
و با اين ترتيب خاص « ارمياء » خطوط داخلى ذات خويش را براى ما ترسيم مىكند و با طرق ويژهاى منحنى مخصوصى از « من » خود را ارائه مىدهد و ما در وصف اين خطوط ويژه و منحنى خاص سه عنصر متمايز از يكديگر را به ترتيب زير ، مىيابيم :
اولًا - احتراق عميق و آتش جانكاهى جان « ارمياء » را مىسوزاند و احساسات مضطرب و سرگشتهء وى را تحت تأثير استهزاءها و ريشخندهاى مردم به شدّت جريحهدار ساخته است .
ثانياً - ارادهء او جهت خلاصى از دعوت و رسالتش از يك طرف و مبارزهء آگاهانه
هامش
( 1 ) . نقل از « انبياى اسرائيل » آندره لودز / صفحهء 192 - 193 .