تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الظاهرة القرآنية ( پديده قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
حركت پيامبرى ادّعايى و كاذب در همهء اعصار و قرون و تقريباً در همهء سرزمين‌ها ، استمرار داشته است ، در گوشه و كنار مىتوان تعداد فراوانى از پيامبران دروغين را سراغ گرفت ، مانند بسيارى از بشارت دهندگان و نجات‌بخشان ، به عنوان ( مسيح موعود ) در هندوستان ، ( پدر ربّانى ) در آمريكا ، پيش از سالهاى جنگ . . . و نيز ظهور ( باب ) در فارس ( ايران ) . . . پس زمانى كه ما ميان اين دو وظيفه ، وظيفهء نبوّت و ادّعاى نبوّت بر اساس صفات و خصلت‌هاى تاريخى و مبادى و مضامين فلسفى آنها ، تميزقائل شويم ، در شكل روشن و بديهى مىتوانيم تفاوت و تعارض ميان دو عاملى كه به‌وجود آورندهء اين دو جريان فكرى هستند ، تشخيص دهيم . اين دو عامل عبارتند از : « نبىّ راستين » و « نبىّ دروغين » . ويژگيهاى پيامبر راستين كه خصلت‌هاى خاص خود را دارد ، عبارت است از : وى در جريان نهضت پيامبرى داراى مبنايى مستحكم در ارتباط با افكار عمومى بوده و نيز زمانى متناسب با رسالت و تبليغ آن در نظر مىگيرد ، و چنين بود حالت و جريان تبليغ نبوّت « عاموس » ، پيامبرى كه پس از فراغ از دعوت و تبليغات و تحذيرات و وعيدهاى ترساننده و وحشت آورش به « تكوا « 1 » » بازگشت تا با خيال راحت و آرامش خاطر به چراى گوسفندانش اشتغال ورزد . امّا « مدعى نبوّت / پيامبر دروغين » هيچ‌گاه مبتكر يك انديشهء ويژه و مبناى مرزبندى شده‌اى به مفهوم صحيح كلمه نيست ، بلكه وى يا به تشريح و اطناب و توضيح رسالت پيامبر راستين پيشين اكتفا مىكند ، و يا نوعى تضاد و تعارض را برابر دعوت وى به نمايش مىگذارد . مثلًا آنگاه كه « ارمياء » ( پيامبرى از پيامبران راستين بر طبق مقتضيات زمان خويش ) پرچمى نورانى را به عنوان رمزى از رموز تطير و بدبينى ، به دوش مىكشد ، « حنانيا » ( الگويى از نمونه‌هاى پيامبران دروغين ) ، سر مىرسد و علم نورانى را در هم مىكوبد و به تفأول و خوش‌بينى بشارت مىدهد و تا آنجا در اين زمينه داد سخن داده و اصرار مىورزد كه حتّى پيامبر بدبين و متطيّر را براى چند لحظه تحت تأثير قرار مىدهد ؟ ! . اين مقايسهء كوتاه ، دو جريان متضادِّ دو نوع تفكّر مذهبى را مىنماياند ، و
هامش
( 1 ) . قريه‌اى از قراء فلسطين .
الظاهرة القرآنية ( پديده قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 157 | كرمانى / مالك بن نبى