او را از ميان حركتهاى انبياى بنىاسرائيل - جهت نماياندن انديشههاى عمومى پيرامون نبوّت ، و دربارهء روانشناسى شخص نبى دستچين و ممتاز ساخت . . .
در پيش اشارهاى رفت كه صحت تاريخى كتاب اين پيامبر يكى از عوامل اختيار « ارميا » به عنوان مثال و الگو بود ، انگيزهء ديگر ما براى انتخاب ، اينست كه ما مىخواهيم يك مقايسه علمى ميان « نبوّت » و « ادّعاى نبوّت » ! ( ميان نبوّت راستين و نبوّت دروغين ؟ ) ، برقرار سازيم .
و حال ( تذكّر اين نكته بنيادين ضرورى است ) كه هرگاه مقياس و معيارى جهت تشخيص ميان دو نوع انديشهء مذهبى آن دوران ( كه در « ارمياء » و « حنانيا » متبلور بود ) و جود داشته باشد ، همانا عبارت است از استمرار « تفكّر توحيدى » خلال كليّهء حركتهاى نبوى ، از « عاموس » تا « اشعياءِ دوّم » . . . و در حقيقت تضادّ ميان « پيامبر موحى » ، ( ارمياء ) و « پيامبر حرفهاى / دروغين ، ( حنانيا ) را مىتوان از طريق مقاومت خشونتبار و قاطعانهء نبى راستين برضد الوهيّتهاى قومى ( كه زير بناى معتقدات ملّى گرايانه و عاميانهء آنها را تشكيل مىداد ) ، به درستى تشخيص داد . تمام كوششهاى اخلاقى و تجلّى تفكّر درونى « پيامبر موحى » ( ارمياء ) بر اين انديشهء مسلَط و غالب و ملازم استوار است . انديشهء قاهر يك خداى يگانه / آفرينندهء همان جهان . . .
« نبى راستين / ارمياء » مىخواهد فرائض و فرامين ويژهء خداى آفريدگار عالم را در شعائر مذهبى و فرهنگى قوم خويش تثبيت كند .
آيات عذاب ، و عيدهاى موحش ، و اندازها و تهديدات خارجى ، تهديد به انهدام پرستشگاه ( از سوى پيامبر موحى / ارمياء ) چيزى جز توابع قهرى و طبيعى چنين انديشهاى نيست ، هر چند كه با كمال تأسّف همين ارعابها و تهديدات و انذارها در اهتمام تودهها نسبت به مذهب اثر گذارد ، همانطور كه امروز « نقد مدرن » را نيز موجب گشته است ! . . .
در مقابل ، موقفِ « مدعى نبوّت - نبى دروغين » موقفِ فرصت طلبانه و پيروى از اوضاع و احوال زمان مىباشد ، و به همين جهت هيچگونه اثر اخلاقى ندارد ، و الهامبخش هيچگونه كمال و فضيلتى نيست ، شيوهء وى در قبال معتقدات عصر خويش ، شيوهاى است تساهل آميز ، سهل انگار و بىتفاوت ، متملّقانه و مجيزهگوى !
وانگهى هرگاه پس از بعثت حضرت محمّد ( ص ) در تاريخ مذهبى انسان ، هيچگونه سخنى پيرامون نهضت پيامبرى به مفهوم كلمهء راستين آن ، نيامده ولى
الظاهرة القرآنية ( پديده قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 156
مساهمون: كرمانى
ص١٥٦