واقع عنصر بعدى دريك زمان از مجموع عناصر قبلى شكل مىيابد و در نتيجته تشكّل اين عنصر آنگاه تحقّق مىپذيرد كه 91 حالت از حالات تعادل طبيعى شيميايى گوناگون را پشت سرگذارده و تنها شكل ويژهء خود را بپذيرد .
بنابراين ( انتخاب يك فرم از 92 فرم ديگر جدول مندليف « 1 » متضمّن عامل ديگرى بهجز قانون تكامل نخستين مىباشد .
لكن ما از همان ابتداى امر و در شكلى بنيادين فرض كرديم كه اين قانون « 2 » قانونى است واحد ، يگانه و مستقل از زمان و ساير عوامل ترموديناميكى .
و حال آنكه هم اكنون يك سلسلهء تكوين يافته از 91 تحوّل و دگرگونى عنصرى كه در جزئيّات مواليد عنصر نخستين مىباشند ، نزد ما وجود دارد كه با قانون واحدى قابل تفسير و توجيه نيست « 3 » . . . و بنابراين مطابق فرض ، هر دو حالت « جدول مندليف » تفسير كافى و توضيح قانع كنندهاى را در مورد اصل پذيرفته شده و مبناى مورد تسليم و توافق ، بهدست نمىدهد و اين جريان بهطور واضحى بىثباتى و ناتوانى « مكتب مادّى » را مبرهن مىسازد . . .
اين ضعف و بىثباتى « 4 » آنگاه با وضوح و روشنى بيشترى در نظر ما جلوه مىكند كه ما مادّه و تطوّر آن را در دوّمين حالت ، يعنى در حالت سيستماتيك و نظام يافتهء غيرآلى ، دنبال نماييم ، در اين صورت بهزودى به يك تغيير و تحوّل عنصرى حياتى ( استحالهء بيولوژيك ) مىرسيم ، آنطور كه كميّت و مقدار مادّهء مرده و بىجان ، به مادّهء آلى زنده وجاندار يعنى « پروتوپلاسم » تبديل مىگردد .
و زمانى كه اين مادّه « پروتوپلاسم » در نقش ويژهء خود و در خلال يك سلسله دگرگونىهاى مشخّص و مرزبندى شدهء حيوانى ، متحوّل مىگردد ، طبق اين تحوّل و تغيير عنصرى جديد ، به مادّهاى متفكّر و انديشمند كه همان انسان باشد ، تبديل مىشود .
هامش
( 1 ) . يا انتخاب يك فرم از 105 فرم ديگر جدول مندليف . . . / مترجم /
( 2 ) . قانون تكامل اوّليه . . . / مترجم /
( 3 ) . بدين مفهوم كه يك عامل واحد بدون دخالت عوامل ترموديناميكى در هر زمان يكى از اشكال ويژه و متناسب با خود را برگزيده است ، پس در اين صورت آن عامل واحد بايد تحت تأثير عامل ديگرى قرار گرفته باشد تا قادر به چنين تحوّلى در هر زمانى شده باشد . . . / مترجم /
( 4 ) . يعنى ضعف و بىثباتى مكتب مادّى . . . / مترجم /