را ابداع نمود و يا همين ملّت به آثار منطق و حكمت كه نبوغ « سقراط « 1 » » آنها را به طرزى جالب و بديع تنظيم نموده بود ، عشق مىورزيد . . .
امّا هويّت و شخصيّت اعراب را در زمان جاهليّت بايد در « لغت و زبان » ايشان جستجو نمود ، آنها چونان ساير ملّتها زبان را تنها در ضروريّات روز مرّهء خويش بهكار نمىگرفتند ، بلكه از آن در زيباييها و ظرائف و تفنّنهاى حيات بهره مىجستند و در حقيقت از مرمر لغت خود « مجسّمههاى بيان » ! را مىتراشيدند كه از نظر زيبايى و شكوه كمتر از مجسّمههاى زيباى « فيدياز » از تراش سنگ مرمر و تابلوهاى نقّاشى زيبا و شگفتانگيزى كه « ليناردو - داوينس « 2 » » آنها را به قلم ترسيم كشيده است ، نبود . . . از همين رو ملاحظه مىكنيم كه « شعر عربى » ( در زمان جاهليّت ) همانطور كه برادر ، « استاد محمود شاكر » در مقدّمهء اين كتاب آورده است : ( . . . در هنگامى كه خداوند قرآن را بر پيامبرش فرو فرستاد ، نورى بود كه تاريكىهاى جاهليّت را روشن مىنمود ، اهل جاهليّت چونان بتپرستان در پيشگاه « بت » به « بيان » خود توسّل و تقرّب جسته و بر محور آن اعتكاف مىكردند ، در برابر آيات و نشانههاى « بيان » آنچنان سجدهء خاشعانه مىنمودند كه هيچگاه در مقابل « بت » هاى خود چنين خاشعانه به سجده نمىافتادند ، آنها در واقع پيش از آنكه پرستندگان « بت » باشند ، ستايشگران « بيان » بودند ؟ ما در تاريخ جاهليّت شنيدهايم كه احياناً كسانى « بتهاى » خود را سبك شمردهاند ، امّا هيچگاه نشنيدهايم كس يا كسانى « بيان » خويش را مورد استخفاف
هامش
( 1 ) . سقراطSocrae ( 468يا 469 - 399 ق . م ) فيلسوف شهير يونانى از پدرى سنگتراش و از مادرى قابله در آتن متولّد گرديد و در همانجا به تحصيل علم پرداخت . متأسّفانه اثر مكتوب و مطبوعى از وى بهجاى نمانده است ، امّا شرح حال و تعاليم او را شاگردانش ( افلاطون در « محاورات » واكسانفون در « مذاكرات » آوردهاند .
سقراط با انديشه هاى سوفسطاييها به مخالفت پرداخت و محور فلسفهء وى اين بود كه : حقايق عقلى ثابتى در جهان وجود دارد كه استنباط آنها از طريق حالات جزئى متغيّر ، امكان پذير است و انسان اگر فضيلتى را با عقل خويش درك كند ، حتماً به مقتضاى آن سلوك خواهد نمود ، پس علم و فضيلت چيز واحدى هستند كه با اختلاف افراد تفاوت نخواهد كرد . . .
دشمنان سقراط بالاخره فرمانروايان را بر ضدّ او تحريك نموده و آنها وى را دستگير كرده و به زندان انداختند و به اتّهام افساد عقايد جوانان كشور به مرگ ( آشاميدن سم ) محكومش نمودند .
محاكمات او و نيز توصيف زندان و مرگ سقراط در آثار افلاطون و افرايطون و قيدون ، فلاسفهء بعد از وى آمده است ، از جمله كلمات آموزنده اى كه عرب به سقراط نسبت مىدهد كلام زير است :
« اذا اقبلت الحكمهء خدمت الشهوات العقول ، و اذا ادبرت خدمت العقول الشهوات »
« المنجد . . / صفحهء 256 - الموسوعه . . . / صفحهء 985 » . / مترجم /
( 2 ) .Leonardo Davinei ( 1452 - 1511يا 1519 ) سنگتراش ، مجسّمهساز ، معمار ، موسيقىدان ، مهندس و بالاخره نقّاش زبردست از راه غير مشروع از مرد و زنى ايتاليايى در شهر « ونيز » تولّد يافت ، وى بهويژه در هنر نقّاشى استعداد و نبوغى خارق العادّه داشت و آثار جاويدانى را در اين فن بيافريد كه هم اكنون تابلوهاى نقّاشى گران قيمت او در نمايشگاههاى سراسر جهان آويزان است . . . ( المنجد . . . / صفحهء 468 - الموسوعهء . . . / 1603 ) . / مترجم /