تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الظاهرة القرآنية ( پديده قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
( برطبق نبوغ و استعداد خود ) در آن جَو و فضاى ويژه مصروف مىدارد « 1 » ، مثلًا « فراعنهء مصر « 2 » » سعى و اهتمامى بليغ در فنون هندسه و رياضيّات ، و ساختن عمارتهاى زيبا و مجلّل و داراى ظرافتهاى هندسى و ويژگيهاى رياضى ، داشتند و هم‌اكنون باقى ماندهء آثار عظيم و محيّرالعقول ايشان ما را نسبت به هويّت و ذوق و نبوغ ايشان در اين « فنّ ويژه » رهنمون است ، آثارى كه كوشش و اهتمام بسيارى از رجال علم را به خود اختصاص داده است . مانند كوششهاى دقيق و توان‌فرساى كشيش « مورو » كه يكى از كتابهاى خود را درخصوص پژوهش پيرامون طرح ، نقشهء هندسى و تقسيم‌بندى مسائل رياضى و شرح نظريّات هندسى عجيب و غريب و ويژگيهاى رياضى و مكانيكى شگفت آور « هرم بزرگ » از « اهرام سه‌گانه « 3 » » مصر ، به رشتهء تحرير در آورده است . . . و مردم يونان باستان نيز شيفته و دلباختهء مجسّمه‌سازى و نقش زدن اشكال و صورتهاى زيبا بر پاره سنگها و مرمرها بودند ، براساس فنّ و صنعتى كه « فيدياز « 4 » » آن
هامش
( 1 ) . هر چند مجموعهء آداب و سنن ، هنر و ذوق و تاريخ و ادبيات . . . از نقّاشى و شعر و نثر و موسيقى گرفته تا عقايد مذهبى و سنّتهاى قومى . . . از طرز جهان‌بينى و شيوهء تفكّر و برداشت و شناخت گرفته تا آداب معاشرت و رسوم ملّى و پندارهاى رايج مردمى . . همه و همه « فرهنگ ملّى » يك ملّت را مىسازد . . . امّا بايد دانست جلوه و بروز عناصر سازندهء فرهنگ ملّى ، هميشه يكسان و در يك سطح قرار ندارد ، هر ملّتى به مقتضاى روند تاريخ و حوادثى كه بر او گذشته و بسيارى از عوامل ديگر ، يكى از اجزا و عناصر فرهنگ ملّى وى ، مجال ظهور و گسترش بيشتر يافته تا آنجا كه بار عناصر ديگر را به‌دوش كشيده و در حقيقت تعيين كنندهء شخصيّت و هويّت آن ملّت مىگردد و چون ركنى استوار و مشخّص تجلّىگاه همهء جلوه‌هاى تمدّن و مظاهر فرهنگ يك ملّت را تحمّل مىكند ، زبان ، لغت و شعر اعراب در زمان جاهليّت و به‌هنگام نزول قرآن كريم ، ركن اصلى و عنصر مقاوم هويّت و ظرف جامع فرهنگ ملّى ايشان بود و زمينهء مناسبى براى ظهور استعدادهاى قومى و گزارشگر راستين جلوه‌هاى هنرى و ذوقى و فرهنگى آنها . . . / مترجم / . ( 2 ) . فرعون مركّب از دو كلمهء مصرى « پر - عو » و به مفهوم « البيت الاعظم » خانهء بسيار بزرگ كه وصف كاخهاى پادشاهى روزگاران كهن بود . . . سپس به صورت « علم » بر پادشاهان مصر از هزارهء نخستين قبل از ميلاد اطلاق گرديد . مانند « الباب العالى » كه بر سلاطين آل عثمان گفته مىشد . . . اين كلمه در « سفر خروج تورات » و در قرآن مجيد مكرّر آمده است ( الموسوعهء العربيّهء الميسّرهء / صفحهء 1290 ) امّا در قرآن هرجا كه « فرعون » آمده است مراد يكى از فراعنهء مصر مىباشد كه همان فرعون معاصر حضرت موسى ( ع ) است . فراعنهء مصر داراى سى سلسله بودند كه سلسلهء اوّل و دوّم آنها از ( 3200 - 2980 ) قبل از ميلاد آغاز گشته و سىامين سلسلهء ايشان به ( 379 - 342 ) قبل از ميلاد خاتمه مىيابد . . . ( المنجد فى الادب و العلوم / معجم الاعلام الشرق و الغرب / چاپ 18 / صفحهء 387 ) . / مترجم / ( 3 ) . اهرام بناهاى عظيمى كه جهت دفن فراعنهء مصر ساخته شده است . كشور مصر چه در قديم الايّام و چه امروز با اين ابنيهء بزرگ شهرت دارد . نخستين بار در 3000 سال قبل از ميلاد در شش طبقه بنا گرديد و مهمترين و بزرگترين آنها « هرم حوفو » نام دارد كه طول آن 138 متر است . . . ( المنجد / صفحهء 43 - الموسوعهء . . . / صفحهء 1895 ) . ( 4 ) .Phidiasدر آتن متولّد گرديد و حوالى 431 ق . م وفات يافت . وى يكى از مبرزترين و ماهرترين صنعتگران عصر باستان يونان مىباشد كه تراش سنگ و مرمر را به طرز بديع و زيبايى سالها قبل از ميلاد پايه‌ريزى نمود . برخى از آثار وى هنوز در موزه‌هاى آتن نگهدارى مىشود ( المنجد فى الادب و العلوم / معجم الاعلام الشرق و الغرب / فردينال توتل / چاپ 18 / صفحهء 396 ) . / مترجم /