مىدهيم ، مقصود نهايى ما اينست كه سير تطوّرات مفهوم اين واژه را در طول زمان دريابيم ) .
اهل لغت ، « اعجاز » را اينچنين معنى كردهاند :
« هو الايقاع فى العجز » ، اعجاز عبارت است از انداختن طرف در عجز و ناتوانى « 1 » . . . اهل اصطلاح مفهوم « اعجاز » را چنين شناساندهاند :
اعجاز عبارت است از حجّت و برهانى كه قرآن كريم آن را به دشمنان خود از مشركين ارائه مىدهد ، تا ايشان را بدين وسيله عاجز و ناتوان گرداند .
و امّا هنگامى كه ما بخواهيم اين اصطلاح را در محدودهء تاريخى ( يعنى در زمينهء تغيير و تحوّل ادراك بشر به عنوان حجّتى براى دين ، و ادراك خصوص مسلمان به عنوان حجّتى براى اسلام ) مورد ارزيابى و شناخت قرار دهيم ، بهناچار بايد قضيّه را در پرتو تاريخ اديان بشناسيم و بشناسانيم . . .
اين بود « اعجاز » از ديدگاه سهگانهء لغت ، اصطلاح و تاريخ . . .
امّا آياتى كه در قرآن بر مسألهء اعجاز دلالت دارد ، بلكه متعمداً به آن التفات شده است ، فراوان است . مانند آيهء شريفهء :
قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً
« 2 »
؛
بگو اگر آدميان و جنّيان گرد آيند بر اينكه به مانند اين قرآن بياورند . به مانند اين قرآن ( نتوانند ) آورند ، و اگرچه برخى از ايشان بعض ديگر ر اپشتيبان باشند .
و آيهء شريفهء :
أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ * فَإِلَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّما أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ وَ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ
« 3 »
؛
يا گويند : آن قرآن را برساخته . بگو ! پس ده سورهء برساخته همانند آن بياوريد و هركه را توانيد جز خدا بخوانيد ( و كمك گيريد ) . اگر راستگو هستيد - پس اگر شما را اجابت نكردند ، بدانيد آنچه فرستاده شده ، به علم
هامش
( 1 ) . در « منتهى الارب » : ناتوان گردانيدن كسى را / مترجم /
( 2 ) . سورهء اسراء / آيهء 88
( 3 ) . سورهء هود / آيات 13 و 14 - مضمون نخست از دو آيهء فوق با تفاوت « بسورهء مثله » در سورهء يونس / 38 نيز آمده است . / مترجم /