تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الظاهرة القرآنية ( پديده قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
است . ) نيز « شيوهء پژوهش » جديدى را ارائه ننموده است ، وى همهء همّ و كوشش خويش را در اين جهت قرار داده است كه بر پيكر « نظام كهن تفسير قرآن » لباس « عقل جديد » بپوشاند ، و با اين‌كه او نتوانسته است در شيوهء تفسير كلاسيك تعديلى جوهرى و بنيادين به‌وجود بياورد ، امّا حدّاقل توانسته است در صف مسلمانان عاشق تجدّد و تحوّل ادبى و فرهنگى ، تمايل جديد و شديدى را پيرامون يك سلسله بحث‌ها و انتقادهاى مذهبى بيافريند « 1 » . با همهء اين احوال « مشكلهء تفسير » همچنان خطير و در سايهء حسّاسيت ظريفى باقى است ، از يك طرف نسبت به اعتقاد انسان معتقد به مكتب دكارت ، و از سوى ديگر نسبت به مجموعهء انديشه‌هاى رايجى كه اساس فرهنگ ملّى ما را تشكيل مىدهند . . . بديهى است در هر جامعه‌اى همان‌طور كه در برگيرندهء مشكلهء انديشه‌هاى علمى ويژهء انديشمندان مىباشد ، در بردارندهء مشكلهء افكار رايجى كه توده‌ها را به تحرّك وا مىدارد نيز هست و همچنين به همان دليل كه مشكلات مربوط به افكار علمى پاره‌اى از راه‌حل‌هاى مرزبندى شده و نظرى را در برابر ديد دانشمندان و رهبران مىگشايد ، در قبال انديشه‌هاى رايج توده‌ها و مشكلاتى كه در زندگى با آن مواجه مىگردند يك نحوهء « سلوك عملى » مشخّص را نيز ارزانى مىدارد . . .
هامش
( 1 ) . به گمان ما تفسير گرانقدر « الميزان » تأليف استاد علّامهء فقيد طباطبايى به عنوان بزرگترين و جامعترين تفسير معاصر دنياى اسلام نيز يك سيستم تفسيرى مشخّص و مرزبندى شده‌اى را ارائه نداده ، بلكه چونان تفسير « المنار » با بهره‌ورى كامل از همهء ويژگيهاى تفاسير « كلاسيك » توانسته است در شكلى گسترده‌تر و با نوآوريهاى بسيار مغتنمى ، عقل جديد را نيز از نظر دور ندارد ، ولى اين به‌جز ارائهء يك نظام تفسيرى مدرن مىباشد كه بر اساس شيوهء مقارنه‌اى سبك شناسى بتواند در كلّ سيستم‌هاى تفسيرى كلاسيك تعديلى بنيادين ، آن‌طور كه مورد نظر استاد مالك بن نبى است به‌وجود آورد . . . / مترجم /