تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الظاهرة القرآنية ( پديده قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
امّا تفسير « سيّد رشيد رضا « 1 » » ( كه در آن از استاد و پيشواى خود « شيخ محمّد عبده « 2 » » پيروى نموده
هامش
( 1 ) . محمّد رشيد رضا ( 1865 - 1935 ) از علماى اسلامى و از رجال احياى تفكّر دينى و اصلاحات اجتماعى است ، وى در « قلمون » طرابلس ( لبنان ) ديده به جهان گشود و در همانجا به تحصيل پرداخت . . . در سال 1897 به مصر رفت و با مصلح كبير اسلامى امام شيخ محمّد عبده ارتباط برقرار نمود و سالها نزد وى تلمّذ كرد ، در سال 1908 به دمشق رفت ، امّا پس از اندى ناچار به مراجعت به مصر شد و در آنجا مدرسه « دعوهء و ارشاد » را تأسيس نمود ، در روزگار حكومت ملك فيصل به سوريه رفت و به عنوان رئيس مؤتمر سورى انتخاب گرديد ، ولى در سال 1920 بر اثر دخالت فرانسوىها در مؤتمر ، از آن كناره گيرى كرد ، به هندوستان و حجاز و اروپا مسافرت كرد و پس از مراجعت تا آخر عمر در قاهره اقامت گزيد و در همانجا بر اثر حادثه‌اى در گذشت ، مشهورترين آثار او مجلّهء « المنار » در 31 جلد و « تفسيرالقرآن الحكيم » مشهور به تفسير المنار در 12 جلد مىباشد ، وى متأسّفانه نتوانست تفسير مزبور را تا آخر قرآن تمام كند چون عمر شيخ محمّد عبده كفاف نداد و تفسير المنار در حقيقت تقريرات شيخ است ، 12 جلد تفسير وى از اوّل قرآن كريم تا آيهء 49 سورهء يوسف مىباشد . . . يكى ديگر از كتابهاى وى عبارت است از « تاريخ الاستاد الامام الشيخ محمّد عبده » . . . امير شكيب ارسلان كتابى درسيره و شرح زندگى سيّد محمّد رشيد رضا نوشته است ( المنجد / معجم الاعلام الشرق و الغرب / فردينان توتل / چاپ 18 / صفحهء 217 - الموسوعهء الربيّهء الميسّرهء / صفحهء 1660 ) / مترجم / ( 2 ) . امام مصلح شيخ محمّد عبده ( در سال 1849 بر طبق ضبط معجم اعلام المنجد / صفحهء 1661 ، در دلتاى مصر تولّد يافت و در سنهء 1905 در گذشت ) وى از مؤسّسان و پيشگامان نهضت اصلاحى جديد مصر است و از بزرگترين علماى اسلامى معاصر بود كه به اصلاح و تجدّد و تحوّل در جهان اسلام دعوت نمود ، عبده حافظ قرآن بود و تحصيلات خويش را نخست در « معهد طنطا » و سپس در دانشگاه « الازهر » انجام داد و در كنار تحقيقات اسلامى به پژوهش و فراگيرى علوم طبيعى و تاريخ پرداخت . . . در سال 1872 با سيّد جمال الدّين افغانى ملاقات كرد ، امّا بعدها تماس‌ها تكرار شد و ميان آن دو ارتباطى وثيق و محكم برقرار گرديد ، آن‌طور كه شيخ به‌شدّت تحت تأثير انديشه‌هاى « سيّد » قرار گرفت و آفاق جهان اسلام به روى او گشوده گشت . سالها نشريه‌اى را تحت عنوان « الوقايع المصريه » كه رياست هيئت تحريريّه آن را به‌عهده داشت انتشار داد و اين تا زمان حكومت « خديو توفيق » كه سيّد جمال از مصر تبعيد شده بود جريان داشت ، وى نيز بعدها تبعيد گرديد و مدّتى در بيروت و مدّت زمانى نيز در پاريس اقامت گزيد و در همين هنگام به اتّفاق « سيّد » مجلّهء « العروهء الوثقى » را در جهت مبارزهء با استعمار و استبداد در كشورهاى اسلامى منتشر ساخت ، شيخ محمّد عبده دعوتهاى اصلاحى خويش را بر بنيادهاى سه گانهء ذيل استوار ساخته بود : الف - بازگشت به اسلام اصيل ، آن طور كه در صدر اوّل بود ، به‌ويژه احياى انديشهء اسلامى نسبت به آزادى و اجتهاد . ب - احيا و رواج لغت و زبان عربى ( زبان قرآن و سنّت ) ج - احترام به حقوق انسانها و نجات ملّتها از تجاوز و طغيان حكّام و زمامداران . . . وى با خمود فكرى به مبارزه اى بىامان پرداخت و كوشيد با تمسّك به مبادى اصيل اسلام ، ميان تعاليم اسلامى و فرهنگ معاصر غربى سازگارى معقول و متينى را ايجاد نمايد . عبده پرچم آزادى بحث و اجتهاد در دين را پس از سالها ركود ، به اهتزاز در آورد و با بدعتها و خرافات به مبارزه اى عميق و همه جانبه دست يازيد ، و ميان عقل و دين روابطى دوستانه برقرار ساخت و منادى تسامح دينى و تقريب ميان ملّتها بود ، اسلوب جديد و حركت پرثمرى را در ادبيّات عرب و شيوهء نويسندگى بوجود آورد . او پس از سالها همفكرى و همگامى و هم رزمى با سيّد جمال الدّين اسد آبادى ، طريق وحيد و راه حق براى آزادى ملّتها را تعليم و تربيت مىدانست ، نه انقلاب و « ثوره » آن‌طور كه « سيّد » بدان اعتقاد داشت و شايد يكى از دلائل جدايى وى از سيّد جمال در سالهاى اخير و اشتغال مستمرّ او به درس و بحث و تأليف و تحقيق و قضاوت و وعظ ! ، همين اختلاف نظر در شيوهء مبارزه با استعمار و نجات ملّتها بوده است . . . اما شيخ محمّد عبده كتب متعدّدى را به رشتهء تحرير در آورد كه مهمترين آنها « رسالهء التوحيد » است كه مجموعهء دروس امام مىباشد كه در سال 1885 ميلادى در مدرسهء سلطانيهء بيروت براى شاگردانش تدريس كرد و در سال 1906 ميلادى به‌چاپ رسيده است ( المنجد / معجم الاعلام الشرق و الغرب / صفحهء 215 ) و ديگر از آثار مهمّ او « الاسلام و النصرانيه » و « العلم و المدينه » مىباشد . او منهج و شيوهء جديدى را در تفسير قرآن كريم پايه نهاد كه پاره‌اى از تفاسير وى بر اساس همين روش نو به صورت سلسله مقالاتى در مجلّهء « المنار » انتشار يافت . . . عبده در شيوهء جديد تفسيرى خويش ، فهم صحيح و بىپيرايهء لغات قرآنى و استخدام عقل و بهره‌ورى از پيشرفتهاى علمى را اساس كار خود قرار داده بود و توانست نسلى از علماء و انديشمندان را به پيروى از اين « شيوه و سبك » تربيت كند كه در رأس آنها مىتوان از محمّد رشيد رضا و « مصطفى مراغى » نام برد . و همآن طور كه در متن آمده است در حقيقت رشيد رضا تفسير المنار را به پيروى از ابتكارات و شيوه‌هاى استاد خويش و درسهاى تفسيرى وى تأليف نموده است و همچنين مصطفى مراغى يك دوره تفسير ، از اوّل تا آخر قرآن را با بهره‌ورى از دروس استاد خود به رشتهء تحرير درآورده است . ( الموسوعهء العربيهء الميسرهء / صفحهء 1661 - المنجد فى الادب و العلوم / معجم الاعلام الشرق و الغرب / چاپ 18 / صفحهء 341 ) . . شيخ در سنهء 1898 كه اجازه داده شد به مصر بازگردد ، مدّتى به امر خطير قضاوت اشتغال داشت و سپس ترفيع مقام يافت و به عنوان مفتى بزرگ كشور مصر انتخاب گرديد و اين منصب را تا هنگام وفات ( 1905 م . ) به عهده داشت . . . از ديگر كتابهاى معروف وى شرح مختصر و محقّقانهء او بر كتاب جاويدان « نهج‌البلاغه » امام اميرالمؤمنين على ( ع ) است . تفسير 20 سوره از سوره هاى آخر قرآن كريم ( جزء عمّ ) به صورت كتابى مستقل به قلم امام شيخ محمّد عبده در سال 1387 هجرى ( 1967 ميلادى ) در مصر چاپ و انتشار يافت ، مترجم اين كتاب اخيراً تفسير مزبور را تهيّه نموده و در صدد است در صورت بقاء عمر و دوام توفيق آن را به فارسى ترجمه نمايد . . / مترجم / .