تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
پروردگار تو آمد . « 1 » از اين دو آيه ، به ذهنى كه انس به محسوسات دارد ، معانيى برمىآيد كه از قبيل اوصاف و خواص اجسام است ، ولى وقتى رجوع كرديم به اصولى كه مىگويد در اين موارد ، حكم ماده و جسم منتفى است ، معانى متبادر اولى ، از ذهن بر طرف مىگردد . اين سخن در تمامى معارف و بحث‌هاى غيرمادى و غايب از حواس ، مطرح است و ويژهء قرآن كريم نيست و در ساير كتاب‌هاى آسمانى در مورد معارف متعالىاى كه از تحريف مصون مانده و در مباحث « الهيّات » فلسفه نيز جارى و سارى است . اين مطلب را قرآن به زبان ديگرى اشاره مىكند : خدا از آسمان آبى فرستاد كه هر دشتى به اندازهء خود آب گرفت . « 2 » باز مىفرمايد : ما آن را قرآن عربى قرار داديم ، باشد كه بينديشيد و آن ، در ام الكتاب ، نزد ما ، بلند مرتبه و درست پايه است . « 3 » اين دو آيه ، بيان مىكند كه معارف قرآنى بسيار بلند مرتبه است ، و هر استعدادى ، آن را به‌گونه‌اى درك مىكند و مىفهمد ؛ متشابهات قرآن اين‌طورى است . نقص از طرف شنونده است ، نه از كلام خدا . دستهء دوم مطالبى است كه وابسته به نواميس اجتماعى و احكام فرعى است . اين بخش از معارف قرآن مشتمل بر ناسخ و منسوخ است . علت نسخ آيات هم تغيير مصالحى است كه مقتضى قانون‌گذارى است ، و از آن‌جا كه قرآن به‌طور تدريج نازل شده ، اين دو جهت ( وجود ناسخ و منسوخ در قرآن و تدريجى بودن نزول قرآن ) باعث شده كه در قرآن « تشابه » به وجود آيد ، كه البته اين تشابه به وسيلهء ارجاع
هامش
( 1 ) .« وَ جاءَ رَبُّكَ »فجر ، آيهء 22 ( 2 ) .« أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها »رعد ، آيهء 17 ( 3 ) .« إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ »زخرف ، آيهء 4