تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
كه آيهء متشابه به آن ارجاع مىشود و « تأويل قرآن » يعنى آن مأخذ و منبع اصلى كه معارف قرآن از آن جا گرفته مىشود . براى آن‌كه اين مطلب روشن شود لازم است قبلًا بدانيم كه مفسران براى كلمهء « تأويل » « 1 » معانى زيادى ذكر كرده‌اند كه از همه مشهورتر اين است كه : « تأويل يعنى معنايى كه با ظاهر لفظ مخالف باشد » . اين معنا به اندازه‌اى بين متأخران شايع شده كه لفظ « تأويل » با آن‌كه در اصل به معناى رجوع بوده ، ولى حقيقت ثانوى در معناى مخالف با ظاهر پيدا كرده است ، اما اين معنا براى تأويل پذيرفتنى نيست ، زيرا : اولًا ، استعمال كلمهء تأويل در معناى خلاف ظاهر ، اصطلاحى است كه بعد از نزول قرآن پيدا شده و هيچ دليلى در دست نيست كه مراد از « تأويل » كه 16 بار در قرآن ذكر شده ، معناى خلاف ظاهر باشد ، بلكه اگر خوب در موارد استعمال اين كلمه در قرآن تدبر شود روشن مىگردد كه هيچ‌يك از معانيى كه مفسران براى تأويل ذكر كرده‌اند مقرون به صحت كامل نيست ، گرچه پاره‌اى از آنها به طور نسبى صحيح است . ثانياً ، لازمهء اين قول كه مراد از تأويل ، معناى خلاف ظاهر باشد اين است كه در قرآن يك سلسله معانى وجود دارد كه ظاهر آيات با آن معانى مخالف است و اين ظاهر چون مخالفت با محكمات قرآن دارد ، موجب فتنه در دين و گمراه كردن مردم مىشود . بازگشت اين سخن آن است كه در قرآن اختلافى بين آيات وجود دارد ، كه جز به وسيلهء منصرف كردن پاره‌اى از آيات از معناى ظاهرى و برگرداندن آنها به يك معنا كه فهم‌هاى عمومى آن معانى را درك نمىكند مرتفع نمىگردد ! اگر ما چنين اختلافى را در قرآن ملتزم شويم ، اين احتجاج كه در خود قرآن است ،
هامش
( 1 ) . در معناى تأويل و فرق تفسير و تأويل علامه طباطبائى اقوال گوناگونى نقل كرده و هر كدام را جواب داده‌اند و مابه سبب رعايت ايجاز ، فقط همان معناى شايع و جواب آن را ذكر كرديم . در نگارش اين قسمت ، به منظور تلخيص و استفادهء بيشتر خوانندهء ارجمند ، در سبك اصل ، كمى تصرف كرده‌ايم
روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى ) — صفحة 207 | السيد محمدحسين الطباطبائي / كرمانى