تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
داده ، تا لازم آيد خدا جسم باشد كه بر خدا محال است . مثال ديگر : در آيهء 23 سورهء « قيامت » مىفرمايد : به پروردگارش ناظر است . « 1 » و در آيهء 103 سورهء انعام مىفرمايد : ديده‌ها او را درك نمىكنند و او ديده‌ها را درك مىكند . « 2 » آيهء اول را به آيهء دوم برمىگردانيم ومىفهميم مراد از « نظر » در آيهء اول ، نظر حسى نيست . اين سخن ، در مورد آيات ناسخ و منسوخ هم صادق است ؛ وقتى كه آيهء نسخ شده را بر آيهء ديگرى كه ناسخ آن است عرضه بداريم ، متوجه مىشويم كه آيهء منسوخ شامل حكمى بوده است كه مدتش فقط تا زمان ناسخ بوده است . « 3 »

آيات متشابه دلالت بر مراد دارد

كسى كه از اول تا آخر قرآن را به دقت مطالعه كند ، بدون شك يك آيه هم نخواهد يافت كه « مدلول » نداشته باشد و ناطق به معناى خود نباشد و مراد و مقصودش معلوم نگردد . هيچ آيه‌اى نيست ، مگر آن‌كه دلالت بر مدلول دارد ، منتها اين مدلول ، يا مدلول واحدى است كه كسى كه آشناى به سخن باشد ، در آن شك نمىكند ، و يا چند مدلول است كه بعضى به بعض ديگر اشتباه مىشود ، ولى همهء اين معانىِ به هم آميخته ، به‌طور مسلم ، مراد و معناى حقيقى و واقعى را در بر دارد و الّا دلالتى در كار نخواهد بود .
هامش
( 1 ) .« إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ »قيامت ، آيهء 23 ( 2 ) .« لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ »انعام ، آيهء 103 ( 3 ) . استاد در معناى « محكم » و « متشابه » و تأويل و ام الكتاب طى حدود 30 صفحه از تفسير الميزان اقوال زيادى از مفسران ، با رد آنها ذكر فرموده‌اند . ر . ك : الميزان ، ج 3 ، ص 32 - / 63