باطل خواهد شد ، كه در آيهء 82 سورهء نساء مىفرمايد :
چرا در قرآن تدبر نمىكنند ، كه اگر از نزد كسى جز خدا بود ، اختلاف زيادى در قرآن مشاهده مىكردند . « 1 »
توضيح آنكه : اگر رفع اختلاف دو آيه به اين باشد كه يك آيه را به آيهء ديگرى ، به اصطلاح « تأويل » كنيم و بگوييم معنايى دارد غير از معنايى كه ظاهرش بر آن دلالت مىكند و آن معنا را كسى غير از خدا [ و راسخون در علم ] نمىدانند . در اين صورت آن آيهاى كه چنين معنايى داشته باشد ، به كلى از حجيت ساقط خواهد شد ، زيرا چنين تأويلى را ما در گفته ديگران هم مىتوانيم انجام دهيم ، حتى در گفتارى كه بهطور قطع دروغ باشد ، مىتوانيم بگوييم ظاهرش مراد نيست و بلكه گوينده معناى درستى را اراده كرده كه ما نمىفهميم !
بدين ترتيب اگر خواسته باشيم بدين گونه ، از قرآن رفع اختلاف كنيم ، بر خلاف منطوق آيهاى است كه گذشت ( آيهء 82 نساء ) چرا كه اين آيه به زبان احتجاج ، صراحت دارد كه قرآن در معرض افهام عمومى و زمينهء بحث و تأمل و تدبر است و در تمام قرآن يك آيه هم وجود ندارد ، كه مقصود از آن ، معنايى مخالف با ظاهر كلام عربى و يا مشتمل بر لغز و معما باشد ، در حالى كه ما با « تأويل » كذايى خود ، اين حقايق را در بوتهء فراموشى نهادهايم .
كلامى را كه عقيده داريم بالاتر از احوال گوناگون و آراى متناقض و مصون از سهو و خطا و نسيان است و به سرحد كمال رسيده و به مرور زمان ، تكاملى نخواهد داشت ، چنين كلامى را نمىتوانيم طورى « تأويل » و معنا كنيم كه حتى در مورد سخنان دروغ و لغو هم ، همانگونه بشود « تأويل » كرد ! .
اينك ما نخست نظر خود را در معناى تأويل بيان مىكنيم و بعداً طبق سبك خاص
هامش
( 1 ) .« أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً »نساء ، آيهء 82