تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
اندك پاداش زياد داده است . معصيت خدا در حال مغلوبيت معصيت‌كار انجام نگرفته و فرمان‌بردارى او هم از روى اكراه نيست . خدا آسمان‌ها و زمين را باطل و بيهوده نيافريده است . اين گمان كسانى است كه كافر شده‌اند واى بر كسانى كه كافر شده از آتش ! « 1 » بايد دانست قديمىترين مباحثى كه در اسلام مورد نقض و ابرام قرار گرفته و نظريات گوناگون دربارهء آن اظهار شده است ، مسئلهء « كلام » و « قضا و قدر » است . پژوهش‌گران پس از بحث از قضا و قدر نتيجه‌گيرى كردند كه ارادهء الهى به همهء اشياى اين عالم تعلق گرفته و هيچ چيزى نيست كه بر وصفِ « امكان » در عالَم موجود باشد : هر چيزى كه موجود است ، بالضروره موجود است ، زيرا ارادهء الهى به آن تعلق گرفته و تخلّف « مراد » از « ارادهء » الهى محال است ؛ هم‌چنين هرچه معدوم است ، به دليل امتناع وجود و به واسطهء عدم تعلق ارادهء الهى است كه معدوم است ، چون اگر ارادهء الهى به آن تعلق گرفته بود ، موجود بود . اگر اين قاعده فراگير باشد ، در افعال اختيارىِ ما اشكال پديد مىآيد ، چون ما در نظر ابتدايى مىبينيم كه افعال ما وجوداً و عدماً نسبت به ما مساوى هستند و بر اثر ارادهء ماست كه يكى از دو طرفِ وجود يا عدم « اختيار » و معيّن مىگردد . پس افعال ما اختيارى است و ارادهء ما مؤثر در تحقق و سبب ايجاد آنها مؤثر است ، ولى فرض اين‌كه ارادهء ازلى الهى كه تخلف از آن محال است به فعل تعلق گرفته است ، اولًا باعث مىشود كه فعل ، اختيارى نباشد ، چون محال است از ارادهء الهى تخلف پيدا كند ، پس حتماً بايد واقع شود ، و ثانياً ارادهء ما در افعال مؤثر نباشد كه در اين صورت قدرت بر فعل پيش از فعل ، بىمعنا خواهد بود و تكليف نيز بىمعناست ، چون در اين فرض پيش از فعل ، مخصوصاً در صورت خلاف و تمرّد ، قدرتى نبوده است و
هامش
( 1 ) .« وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما باطِلًا ذلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ »ص ، آيهء 27