تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
كه بعد از پيامبران براى مردم حجتى در برابر خدا نباشد . « 1 » تا هر كس هلاك مىشود با دليلى روشن هلاك شود و هر كس زنده مىشود ، با دليلى روشن زنده شود . « 2 » با اين بيان ، چند امر واضح شد : 1 - تشريع ، بر اساس اجبار در افعال بندگان بنا نشده است ؛ پس : الف - تكاليف متناسب با مصالح عباد در معاش و معاد جعل شده است ؛ ب - تكاليف از آن جهت متوجه بندگان است كه آنان در فعل و ترك مختارند ؛ ج - ثواب و عقاب مكلفان ، بر اثر اعمال نيك يا بدِ اختيارى آنهاست . 2 - چيزهايى را كه قرآن به خدا نسبت مىدهد ؛ از قبيل : اضلال ، خدعه ، مكر ، كمك كردن در طغيان ، مسلط كردن و متولى ساختن شيطان و برگماشتن او به عنوان « قرين » انسان ، اينها همه منتسب به خدا هستند ، اما به‌طورى كه با ساحت قدس و نزاهت الهى از پليدى و نقص و زشتى و بدى ، سازگارى داشته باشد . بازگشت همهء معانى ذكر شده به گمراه‌سازى خدا و شعبه‌ها و انواع آن است ، اما هر گمراه‌سازىاى حتى گمراه‌سازى بدوى و بر سبيل اغفال ، منسوب به خدا و لايق ساحت قدس او نيست ، بلكه آن گمراه‌سازى براى خدا ثابت است كه به منظور مجازات و خذلان كسى كه بر اثر سوء اختيار خود ، چنين آينده‌اى براى خود پيش آورده است ، باشد : جز فاسقان را بدان گمراه نمىكند . « 3 »
هامش
( 1 ) .« لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ »نساء ، آيهء 164 ( 2 ) .« لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ »انفال ، آيهء 42 ( 3 ) .« وَ ما يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفاسِقِينَ »بقره ، آيهء 26