تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى — صفحة 499

مساهمون:

ص٤٩٩
وآن را امانت وديانت وشفقت لازم بود . و « امانت » ، حفظ ودايع مردمست وردّ آن با أرباب وصون اسرار خلق از اغيار . و « ديانت » ، مراعاة حقوق حقّ وخلق وتغيير ناكردن أمور جمهور از وجه صلاح . و « شفقت » ، همّت مصروف گردانيدن با أزالت مكاره از مردم ودفع زحمات وبليّات از ايشان . ورأفت ورحمت از لوازم شفقت باشد وآن خير وراحت خواستن است به مردم وسعى كردن در رسانيدن مبرّات ومسرّات بديشان وتحصيل سعادات وكمالات مر ايشان را . واز رأفت ورحمت ، « صلت رحم » لازم آيد يعنى شركت دادن أقارب در خيرات دنيوي كه بدو مخصوص بود ومواسات با ايشان در آن باب . وآيات وأحاديث در فضيلت صلت رحم وتحريض مردم بر آن بسيار آمده است . واصلاح ذات البين يعنى ميانجى مردم در مخاصمات وحروب ، وصلح افكندن ميان ايشان بر وجهي كه صلاح طرفين در آن باشد ووحشت وعداوت زايل گردد . واز اخصّ خصايص أصحاب فتوّت ، اصلاح ذات البين است وآن را از أهمّ مهمّات دانند وايشان را در آن باب قدمي راسخ وعزمي ثابت است تا حدّى كه ديات وحبائات بسيار جهت استرضاء وارضاء خصوم بر خود گرفته‌اند وغرامات فراوان تحمّل نموده ومتقبّل أموال بىكران گشته ، وهر چه داشته از متملّكات در آن باب انفاق كرده ودرباخته وآنچه ناداشته به قرض بستده تا وحشت وعداوت از ميان مردم برداشته والفت ومحبت پيدا كرده ؛ چه دانسته‌اند كه مبغضت وعداوت از صفات شيطنت است وغايت بعد از حضرت احديّت . واصلاح ذات البين موقوف بود بر سه خصلت كه تا بدان خصال موصوف نباشند وبه حقّ آن قيام ننمايند ، قدرت بر اصلاح ذات البين نيابند وسخن ايشان در آن باب مؤثّر نباشد وسعى منجح نيايد ، چه هر قولي كه فعل مصدّق آن نباشد ، بيهوده است وهر فعلى كه از مغز خالى بود ، هرزه . أول : حسن شركت ؛ وآن مراعاة تعادلست در معاملات بر وجهي كه سود خود وزيان ديگرى نخواهد وجانب خود بر جانب حريف رجحان ننهد وچنانچه از طرف
مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى — صفحة 499 | عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )