باب هفتم در نصيحت
وآن مبدأ ظهور نور عدالت ومبنا وأساس صداقت است . وعدالت ، صورت اجتماعيست مر جميع فضايل را وهيئتى وحداني كه نفس را حاصل شود به سبب مساهلت وموافقت قوا با يكديگر . پس اشرف فضايل خلقي وأفضل خصال جوانمردى باشد . وأزين جهت چون أمير المؤمنين - عليه السّلام - را پرسيدند كه از جود وعدل كدام فاضلتر ؟ فرمود كه : العدل يضع الأشياء مواضعها والجود يخرجها من جهاتها ، والعدل سائس عامّ والجود عارض خاص فالعدل أشرفهما وأفضلهما « 1 » ؛ يعنى : عدل اشيا را باطنا - كه قوا وكمالات نفسانىاند - وظاهرا - كه أحوال وأمور جسمانيند - همه بر جاى خود بدارد ، وجود از جهات خويش بيرون برد ، چه جهت هر يك غايت كمالى أو باشد وآن سير اوست بر سنن استقامت ودخول أو در ظلّ وحدت وسايه وحدت نبود جز عدالت . وجود ، ترجيح كمال واعتدال قوّت بهيمى مىنهد بر كمالات قوّتهاى ديگر وتغليب فضيلت اين قوّت - أعنى : عفّت - مىكند بر ساير فضايل تا نفس وقواى آن را « 2 » سايهء وحدت بيرون برد وعدل ، مدبّرى عامّست كه جميع قوا را بر جاى خود بدارد وبه وجه أحسن سياست كند وفايدهء آن همه خلق را شامل بود و ، جود ، كماليست عارض يك قوت گشته كه فايده آن مخصوص بود به بعضي دون البعض . پس عدل ، شريفتر وفاضلتر باشد .
وچون پيغامبر - عليه الصّلاة والسّلام - را از بهر إتمام مكارم اخلاق به خلق فرستادند برو إلقاء كردند كه :
وَقُلْ آمَنْتُ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ
« 3 » .
ونصيحت ، نيكخواهى خلق خدا باشد وتنبيه ايشان بر طريق بر وصلاح وترغيب ايشان در خيرات دنيا وعقبا وتحريضشان بر أمور نافع در معاش ومعاد وإجزاء أمور ضارّ .
هامش
( 1 ) . بنگريد : ص 347 .
( 2 ) . چنين است . شايد : + در .
( 3 ) . قسمتى است از كريمهء 15 الشّورى .