باب پنجم در صدق
صدق ، مبنى وأساس حكمتست وأول درجات آن ، وحكمت فضيلت وكمال قوّت نطقست . وخاصيت وفايدهء نطق إخبار غيرست از خبري كه أو را معلوم نبود . ومردم بدين خاصيت از ديگر حيوانات ممتازست وبر همه راجح ومفضّل وبه مزيد عنايت حق مشرّف ، وچون اخبار مطابق واقع نيفتد ، خاصيت أو به ظهور نپيوسته ، مقصود از آن حاصل ناگشته ، پس از اين روى مساوى بهايم باشد ،
أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ
.
واز آن روى كه اعتقادي غير مطابق درو پيدا كرده وچيزى خلاف واقع در نفس أو نشانده ، خسيستر وكمتر از ايشان بوده باشد
بَلْ هُمْ أَضَلُّ
« 1 » .
وبىشك أو را به حقيقت مردم نتوان شمرد وأزين جهت أمير المؤمنين على - عليه السّلام - فرموده است كه : لا مروّة لكذوب « 2 » ، يعنى : دروغ زن را ، مردى محالست .
ومراد از حكمت درين مقام تعرّف اشياست بر آن وجه كه باشد واستخراج وجه صواب در افعال چنانكه بايد كرد تا درست گفتارى ودرستكردارى ملكه گردد .
وصدق يا در نيّت بود يا در قول يا در فعل .
صدق در نيّت استقامت قصدست در توجّه به جناب أو - تعالى - به هر كار كه در آن شروع كند چنانكه فرمود :
فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ
« 3 » ؛ بر وجهي كه هيچ غرضى از ما سوى اللّه بدان مشوب نباشد وهر چه كند خالصا مخلصا خداى را كند بىرياء ونفاق واستجلاء « 4 » نظر خلق وطلب ثواب وعوض يا غرض صيت وشهرت يا توقّع ثناء ومدحت ، چه هر يك از اينها سبب عيب وفساد مروّت وشين فتوّت باشد ، بل بايد كه در مبدأ هر عملي
هامش
( 1 ) . دو قسمت است از كريمهء 179 الأعراف .
( 2 ) . بنگريد : بحار الأنوار ج 78 ص 54 ، ج 73 ص 256 . ذكرى از اين حديث در نهج البلاغة وغرر الحكم ودرر الكلم والمائة المختارة من كلماته بميان نيامده امّا همين حديث را مىتوان بعنوان سخنى از حضرت صادق آل محمّد - عليهم جميعا صلوات اللّه - در برخى از مصادر ديد . بنگريد : الخصال ج 1 ص 80 بحار الأنوار ج 72 ص 261 ، ج 73 ص 297 ، ج 78 ص 345 .
( 3 ) . قسمتى است از كريمهء 6 فصّلت .
( 4 ) . چنين است . شايد : استجلاب .