تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢

باب اوّل در توبه

توبت را جهت آن مقدّم داشتيم كه أصل وأساس است در باب عفّت ومبدأ وفاتحهء احسان ومروّت . وعفّت صرف قوّت شهوتست از متابعت هوى با مقتضاى رأى عقلي وامر شرعي ، وترك تعبّد آن تا حريّت وعزّت حاصل آيد ودناءت ومذلّت زايل شود ، وآن كمال واعتدال قوّت بهيمى است . ووقوف آن بر حدود علمي تا از تقصير وتعدّى خلاص يابد واز طرفين افراط وتفريط اجتناب نمايد ، نه به حرص وشره مبتلا شود - ومردم را در طور بهايم باز دارد - ونه به خمود وجمود باز ماند - وانسان را به مرتبهء جمادات باز آرد - . وأول قوّتى از قوّتهاى نفس ، اين قوّتست كه چون غالب گردد مردم را به قوّت هوى ، سوى هاويه كشد ، ودواعي حرص وطمع وبخل وحسد بر وى گمارد ، وعزيمت مردان را سست گرداند ، وبه وهن وفتور در رساند وايشان را بر جاى مخانيث ونسوان نشاند ، ولباس عار وشنار در پوشاند ، وحميت وغيرت ببرد . بآكلهء آرزو آب روى را بخورد . وتوبت ، تشوير قلبست در وقت رؤيت قبائح نفسي به لمعان لوايح قدسي ، تا از مخالفات ومناهى إلهي قولا وفعال وقصدا رجوع لازم شمرد ، واز هر چه عقلا وشرعا قادح بود در مروّت ، اجتناب واجب شناسد ، وبه ظاهر وباطن از آن إعراض نمايد ، چنانچه ابن عبّاس - رضى اللّه عنه - در تفسير
تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً
« 1 » فرموده است كه توبت نصوح ، توبتي صادق بود صادر از قلوب ، مستجمع ندامت قلبي واستغفار لساني واقلاع بدني وجزم نيّت بر آن كه هرگز با مثل آن گردد « 2 » . وتوبت اوّل قدميست از أقدام فتوّت ومبدأ طريقت وأساس أمر طالب آن . وصاحب فتوّت كسى تواند بود كه چون نيّت رجوع از چيزى جزم كرد وروى دل را از آن بگردانيد ، هرگز با آن معاودت ننمايد ، وخاطر امكان عود أو را در دل نگذرد ، چه از ضرورت ولوازم فتوّت عزمة الرّجال وقوّت مصابرت بر أمور وثباتست وهيچ مقام از
هامش
( 1 ) . قسمتى است از كريمهء 7 التحريم . ( 2 ) . بنگريد : تنوير المقباس في تفسير ابن عباس - مطبوع در حاشيهء الدّر المنثور - ج 6 ص 99 .