تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
چه حسّ وعقل وفهم ووهم همه متعيّنان‌اند ، وهرگز متعيّنى به غير متعيّن محيط نشود .
واللّه أكبرُ أن يقيّده الحجى * بتعيّن فيكون أوّل آخر
هو واحد لا غير ثانية ولا * موجود ثمّة فهو غير مكاثر
هو أوّل هو آخر هو ظاهر * هو باطن كلّ ولم يتكاثر
پس هر كه را اين مرتبه باشد ، حق - تعالى - أو را از مراتب تعيّنات مجرّد گرداند ، واز قيد عقول برهاند ، وبه كشف وشهود به آن أحاطت رسد ، والّا در حجب جلال بماند ، ودر سخن ساقى كوثر أمير المؤمنين على - رضى اللّه تعالى عنه - آمده است : الحقيقة كشف سبحات الجلال من غير إشارة « 1 » . چه اگر أشارت حسّى يا عقلي در وقت تجلّى جمال مطلق بماند ، عين تعيّن پيدا شود ، وجمال عين جلال گردد ، وشهود نفس احتجاب ، سبحان من لا يعرفه الّا هو وحده ! . وانصاف آنست كه هر بحثي كه در عروه در نفى اين معنى فرموده ، دلايل آن بر نهج مستقيم وطريق برهان نيست ، از اين جهت دانشمندانى كه معقولات دانند ، نمىپسندند ، ووصف خضر سرگشته ، كه فرموده است ، از شيخ الاسلام مولانا نظام الدين خاموش هروى - سلّمه اللّه - پرسيدم ، فرمود كه : اين خضر تركمان است ، وبيچاره حال خضر ترجمان مىپرسيد . وچون در أوايل جوانى از بحث فضليات وشرعيات فارغ شده بود ، واز آن بحثها وبحث أصول فقه وأصول كلام هيچ تحقيقى نگشود ، تصوّر افتاد كه بحث معقولات وعلم الهى ، وآنچه بر آن موقوف بود ؛ مردم را به معرفت مىرساند ، واز اين تردّدها باز مىرهاند . مدتي در تحصيل آن صرف شده ، واستحضار آن به جائى برسيد كه بهتر از آن صورت نبندد ؛ وچندان وحشت واضطراب واحتجاب از آن پيدا شد كه قرار نماند ، ومعلوم گشت كه معرفت مطلوب از طور عقل برتر است . چه در آن علوم ، هر چند حكما از تشبيه به صور واجرام خلاص يافته‌اند در تشبيه به أرواح افتاده‌اند ، تا وقتي كه صحبت متصوّفه وأرباب رياضت ومجاهده اختيار افتاد ، وتوفيق حق دستگير شد ، واوّل اين
هامش
( 1 ) . بنگريد : مقدّمهء اين مجموعه ص 228 . نيز بنگريد : همين مجلّد ص 640 .